استفاده از مطالب اين پايگاه با ذكرمنبع و نام نويسنده/مترجم آزاد است

 

 

Home
تازه هاي تالش
سرزمین تالش
زبان و ادبیات تالش
تاريخ و باستان شناسي
مردم شناسی تالش
هنرو فرهنگ تالش
كتابخانه تالش
اجتماعی
نقد و بر رسی
تالش شمالي
علي عبدلي در يك نگاه
گوناگون
آرشيو
پيوندها
تماس با ما

 

 

 قيام تالش

از جمهوری مغان تا تشکیل دولت تالش – مغان

 

دكتر بهرام امير احمديان

دكتر امير احمديان، از محققان نام آشناي ایران مي‌باشد كه آثار ارزنده‌اي به قلم وي چاپ شده  است.«بررسي كشور شناسي ایران شمالی ( جمهوري آذربايجان )» بي‌شك يكي از مفضل‌ترين كتابهاي منتشر شده درباره ایران شمالی است. اين منطقه همسايه كه تا قبل از انعقاد عهد‌نامه‌هاي سياه گلستان (1192ش) و تركمانچاي (1207ش) بخشي از خاك ايران بود، به دليل اشتراكات فرهنگي، ديني، تاريخي و قومي همواره مورد توجه محققان و نويسندگان ايران بوده است، گويي هنوز از لحاظ معنوي و فرهنگی و حتی جمعیتی  ایران شمالی و ايران يك كشور و يك ملت محسوب مي‌شوند. «بررسي كشور شناسي ایران شمالی » در قطع رقعي و در بيش از 480 صفحه  و با تيراژ 3000 نسخه توسط انتشارات سازمان جغرافيايي منتشر شده است.

كتاب در دو فصل تنظيم شده است كه عناوين فصلهاي آن به ترتيب عبارت است از: جغرافيا، جمعيت ، اقتصاد، شهر‌ها ی ایران شمالی، نخجوان، جغرافياي قره باغ، ولايت تالش، مؤسسات علمي و آموزشي، نهادهاي سياسي ـ علمي و فرهنگي.

به جرات مي توان گفت كه اين كتاب مي‌تواند به عنوان يكي از منابع با ارزش در شناخت ایران شمالی مورد استفاده قرار گيرد.

دكتر امير احمديان در نگارش اين كتاب، از صدها منبع، كتاب، روزنامه و نشريات تخصصي به زبانهاي فارسي، آذري، انگليسي و ... استفاده كرده است و افزوني تعداد منابع، يكي از مزيت‌هاي اين كتاب نسبت به كتابهاي مشابه مي‌باشد. اكنون بخش كوتاهي از اين كتاب را تحت عنوان «قيام تالش» مي‌خوانيم:

      پس از الحاق خانات تالش به روسيه مردم مسلمان اين ولايت به سبب جدايي از ايران ناراضي بودند و اين نارضايتي به صورت قيامهاي پراكنده‌‌اي نمايان مي شد. در سال 1831 ساكنان ايالت تالش عليه ماموران تزاري و فئودالهاي محلي قيام كردند. خود سريهاي ماموران حكومت‌ي تزار، به ويژه فرماندهان نظامي محلي و نيز ظلم و ستم فئودالهاي محلي، خود سري آنان، وضعيت دشوار زندگي دهقانان، برقراري انواع ماليات‌ها و مكلفيات زياد، سبب بروز نارضايتي مردم و آغاز قيام شد. در تنگنا قرار  دادن بيكهاي تالش و نارضايتي نايبان و روحانيون وابسته به اعيان نيز نقش مهمي در تكامل بحران داشت.  اين گروه‌هاي اجتماعي با تمركز نيروهاي خود، «مير حسن خان»، خان تالش را كه در سال 1826 با تعقيب ايلينسكي فرمانده‌ي ايالت به ايران پناهنده شده بود، به رهبري خود برگزيدند.

شورشيان آبادي عنبريان را كه اكثريت اهالي آن در دوره حكومت خان پيشين از رعايا و خدمتگذاران او بودند، به عنوان پايگاه مقاومت خود انتخاب كردند. در 5 مارس 1831 ميرحسن خان با 20 نفر از سواران خود از مرز گذشته به سوي كوههاي تالش رهسپار شد.هنگام نزديك شدن ميرحسن خان به لنكران تعدادي از اهالي محالات لنكران، دريغ و آللار به اميد بهبود شرايط زندگي خود به او پيوستند. تا 9 مارس، بسياري از محالات خانات را بحران فرا گرفت. شورشيان قسمتهاي بسياري از خانات را به تصرف خود در آوردند. ولي تعدادي از اهالي ايالت در اين قيام شركت نكردند. تعدادي از بيكهاي محلي، همچنين ساكنان لنكران و روستاهاي حومه‌ي آن مسلح شده به نفع روسها وارد نبرد شدند. در سال 14 مارس دسته‌اي بيش از 800 نفر شورشي تصميم گرفتند قواي روس را در تنگنا قرار دهند، ليكن با كمك دسته‌اي شبه نظامي متشكل از اهالي محلي، به عقب رانده شدند.

در اوايل آوريل شورش فروكش كرد. ميرحسن خان اين بار نيز به ايران پناه برد. تشديد تضاد بين طبقات مختلف مردم، سوق دادن جريان از طرف سران شورشي به سود خود و پاره‌اي از مسائل ديگر، سبب شكست اين جنبش شد (دائرة المعارف آذربايجان شوروي، جلد نهم، ص135)

در 1253 ه.ق /1837 م. منطقه تالش تحت عنوان «قضاي لنكران»، در ايالت شيروان بخشي از امپراتوري روسيه بود (نقشه‌هاي تاريخي آذربايجان ). قضاي لنكران در سالهي 1917تا 1918 نيز پا بر جا بود. در دوره جمهوري خلق آذربايجان (حكومت مساواتها) نيز تالش همچنان قضا ي لنكران ناميده‌ مي‌شد. تا پيش ازجنگ جهاني دوم، تالش به شش ناحيه اداري به نامهاي آستاراخان بازار، ماساللي، يارديملي، لريك، لنكران و آستارا، تقسيم مي‌شد. بعد از جنگ جهاني دوم، تالش از پنج ناحيه اداري آستارا خان بازار، ماساللي، يارديملي، لريك، لنكران تشكيل مي‌شد (اطلس جغرافيايي آذربايجان شوروي) كه اين وضعيت تاكنون نيز ادامه دارد.

در اوايل دوره اشغال قفقاز توسط حكومت شوروي، در ادامه روند تاريخي مبارزات مردم منطقه تالش ، جمهوري شوروي مغان (جمهوري شوروي لنكران) تشكيل شد. اين جمهور ي از 25 آوريل سال1919(1298 شمسی ) در قضاي لنكران تاسيس و تا 27 ژوئن همان سال تداوم داشت. پس از سقوط كمون باكو (1918) هواداران ارتش سفيد با حمايت اقشار مختلف روستاهاي روسيه، دنيكنها و كميته‌ ملي روس باكو، در لنكران و مغان «حكومت مغان» را تشكيل دادند. اين حكومت براي دنيكها به عنوان پايگاهي براي تشكيل حكومت آينده‌ي سفيدها، در قفقاز جنوبي بود.

تعدادي از دهقانان و كارگران مغان به رهبري بلشويكها براي تشكيل حكومت شوروي و سرنگوني حكومت مغلان مبارزه مي‌كردند. كميته باكو و تشكيلات بلشيويكي «عدالت» و «همت» وابسته به كميته مملكتي قفقاز از حزب كمونيست (بلشويك) روسيه، اين جريان را رهبري و به آن كمك مي‌كرد. بنا به توصيه‌ها كميته‌ي مملكتي قفقاز، ايستگاه راديوي مخفي در لنكران تاسيس و تشكيلات حزبي بر پا شده و با ارسال مكرر پول، به اين نهادها ياري رسانده مي‌شد.

در صبح روز25 آوريل، شورشي مسلحانه به رهبري بلشويكها ترتيب داده‌شد و حكومت مغان سرنگون شده و اداره‌ي امور به دست كميته بلشويكي افتاد. در دوم ماه مي درگرد همايي سربازان و انقلابيون بلشويك، تصميم گر فته شد كه در مغان «حكومت شوروي» تاسيس شده و با تمام قوا از آن محافظت به عمل آيد.

بنابراين، در پانزدهم مي، باشركت1000 نفر از نمايندگان مردم محلي (600 نفر آذری، 300 نفر روس 100 نفر ارمني) كنگره «شوراي نمايندگان كارگران و دهقانان » در شهر لنكران تشكيل شود. در اين كنگره مقرر شد كه جمهوري شوروي مغان به مركزيت لنكران تشكيل شود. كنگره نسبت به انتخاب اعضا و ايجاد كميته‌ي اجرايي، شوراي اقتصاد، كميسيون فوق العاده، كميته‌ي جنگ، شعبات امور خارجه، دادگستري، امور داخله، فرهنگ مردم و دارايي اقدام كرد .

جمهوري شوروي مغان اراضي مالكي را مصادره و آنرا بين دهقانان و زحمت‌كشان تقسيم كرد؛ كميته‌هاي دهقاني تاسيس كرد؛ مقدمات نشر پول را فراهم و قواي مسلح تشكيل داد. در اين دوره در مغان، مناسبات سياسي، اجتماعي و ملي مردم بيشتر و سبب گروه‌بندي مجدد نيرو هاي طبقاتي شد.

 جمهوري شوروي مغان حكومت مساواتها را بر ساير نقاط ایران شمالی حكمفرمايي مي‌كرد به رسميت نشناخت. جمهوري مغان همانند يك دولت انترناسيونالسيت دهقاني ـ كارگري، بر عليه حاكميت دنيكنها و سرمايه‌داران و زمينداران، به شدت مبارزه مي‌كرد. كميته‌ي مملكتي قفقاز، تشكيلات باكو و روسيه شوروي، جمهوري شوروي مغان را در مبارزه بر عليه سفيدها، كمك‌هاي شايان توجهي مي‌كردند. كميته مملكتي قفقاز براي ادامه اين مبارزه در مقابل كميته انقلاب، با در نظر گرفتن شرايط محلي، براي اتحاد دهقانان روس و آذری در اطراف حاكميت شوروي، آنها را به سوي تشكيل ارتش و دسته پارتيزاني هدايت مي‌كرد.

با رهبري كمونيست‌ها جمهوري شوروي مغان با پشتيباني كارگران باكو و روسيه‌ي شوروي تقريبا 4 ماه تمام در مقابل هجوم مخالفان مقاومت كرد. كارگران باكو و روسيه شوروي با ارسال سلاح، مهمات، لوازم جنگي و اعزام كادرها و رهبران حذبي (از جمله آ.ب. يوسفزاده، ب،ج. آقايف، ت. اي. اوليانتسف و اي. او. كولوتيسف) به جمهوري مغان كمك كردند.

مخالفان كه در اواسط ژوئن به مبارزان شوروي در لنكران هجوم آورده بودند، شكست خوردند و در اين ميان كميسر سياسي ت.اي. اوليانتسف به هلاكت رسيد. در 15 ژوئن مخالفان مجدداً حمله كردند. بلشويكها كه در اين نبرد مقاومت سختي نشان مي‌دادند، در مقابل حملات كوبنده و برتر تاب مقاومت نياورده و تعداي از آنان ناگزير به جزيره‌ي «ساري» عقب نشيني كرده و تعداي ديگر توسط انگليسي‌ها و روسهاي سفيد دستير و در آشوراده تير باران شدند. سرانجام حكومت شوروي مغان سرنگون گردید .پس از برقراري حكومت جمهوري شوروي در ایران شمالی در سال 1920 اراضي جمهوري شوروي مغان نيز در تركيب آن قرار گرفت. (دايرة المعارف آذربايجان شوروي، جلد 7، ص84). 

واژه «تالش» بعد از الحاق رسمي خانات تالش به روسيه تزاري بر اساس معاهده گلستان در سال 1813 و لغو خانات تالش در سال 1826 توسط روسيه ديگر به كار برده نشد. پس از فروپاشي اتحاد شوروي در سال1991  و تشکیل دولت باکو، و احياي نامهاي جغرافيايي تاريخي و قديمي (از جمله تغيير مجدد نام كيروف آباد به گنجه)،  به جهت حساسيت حكومت باکو نسبت به تالشها كه شهروندان ايراني الاصل بودند و زبان آنها غير تركي است، «ناحيه تالش» را كه داراي تاريخي كهن و بسيار قديمي‌تر از تاريخ تركان قفقاز جنوبي است، در نظام اداري دولت باکو به نام «ناحيه اقتصاي لنكران » مي‌نامند.

پس از فروپاشی شوروی و تشکیل دولت باکو در 1370، و تصويب قانون اساسي در 1374، شناسايي اقليتهای قومي ساكن در اين قانون  به طور رسمي و حتی غیررسمی مطرح نشده است. اعلام زبان آذری به عنوان زبان رسمي جمهوري در قانون اساسي جديد و مسكوت گذاشتن اقليتهاي قابل توجهي چون  تالشها، تاتها، كردها ،لزگهااز اقوام اصیل ايراني ساكن درایران شمالی ، در منظقه تالش و اقليت لزگي ساكن در شمال و شمال غربي ایران شمالی در مرز با داغستان كه هر دو مورد پيوستگي قومي با ساكنان آن سوي مرز دارند، سبب اعتراض تالشها و سپس لزگيها شد كه در نهايت به خيزش تالشها و لزگيها و اعترض آنها منجر شد و حتي لزگي‌ها از اعزام سرباز به جبهه‌هاي قره‌باغ سر باز زدند. جنبش تالشها در جنوب شرقي ایران شمالی در آستارا و لنكران خواستار آزادی زبان و فرهنگ تاتي ـ تالشي در قانون اساسي دولت باکو بود. اين بحران پس از آغاز مناقشه قره باغ و ضعف حكومت مركزي در كنترل و اداره امور به وقوع پيوست. در ماه آوريل 1993 علي‌اكرم همت اوف سرهنگ بازنشسته ارتش و قهرمان ملی ایران شمالی، ضمن اعلام استقلال و تشكيل  جمهوري منطقه تالش و مغان، خود را رئيس جمهور تالش اعلام كرد.( با راي مستقيم مردم و تاييد مجلس ملي تالش – مغان به رياست جمهوري برگزيده شد – سايت تالشان )سرانجام با حمله نیروهای حکومت استبدادی باکو ، جمهوری مستقل تالش – مغان سقوط کرد و رهبر آن علی اکرام همت اف زندانی شد و مدت 12 سال در زندان به سر برد. وی پس از رهایی به اروپا رفت و فعالیتهای خود را برای برپایی جمهوری مستقل تالش مغان از سر گرفت .

 

منبع: وبلاگ "ایران شمالی"