استفاده از مطالب اين پايگاه با ذكرمنبع و نام نويسنده/مترجم آزاد است

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 در پرتگاه  هويت

تاثير رسانه ها ، نفوذ فرهنگهاي قوي تر ، ميل طبيعي مردم به پذيرش پديده هاي نو ، مد گرايي و به ويژه بي توجهي متوليان امور فرهنگي به نگهداري و باز آفريني ميراث معنوي اقوام و طوايف ، از جمله عواملي هستند كه خرده فرهنگها را از بين مي برند و براي جايگزيني آن نيز هيچ انديشه وتدبيري و طرحي وجود ندارد . محصول اين فرايند نيز چيزي نيست جز تباهي و از دست رفتن گنجينه شكوهمند ميراث معنوي نياكان سرفراز ما ، جدا شدن از ريشه هاي فرهنگ ملي و بحران هويت . اما نبايد فراموش كرد كه به موازات تاثير و نفوذ عوامل بيروني ، ما خود  آگاهانه عوامل تخريب و تحليل دروني فرهنگ خويش را نيز فراهم مي كنيم و يا در برابر فراهم شدن آن بي تفاوت مي مانيم .

آداب ، سنن ، مراسم و آيين ها در هر حال بخشي از زندگي و هويت مردم ؛ به ويژه در حوزه هاي قومي ست . اگر مروري  در چگونگي جريان اين بخش از زندگي و هويت بسياري از اقوام ايران ؛ مثلا قوم تالش داشته باشيم و سپس بين آنچه كه از آن امروزه جريان دارد با انچه كه در گذشته بوده ، مقايسه اي انجام دهيم ، مشخص خواهد شد كه چه اندازه از اصل و اصالت خود دور شده ايم ، چه آسيبهايي به فرهنگ و هويت  ما وارد شده و در اين زمينه غفلت و اراده ما چه نقش داشته است . به عبارتي بايد ديد در اين فرايند ، پايداري در برابر ظهور و  نفوذ كدام پديده  امكان پذير نبود ه  و پايداري در برابر كدام يك به هوشياري  و اراده ما بستگي داشته است.

وَيَ  " عروسي " از آشنايي تا خانه بخت ، يكي از زيباترين و ژرف ترين رسوم تالشان است كه در مكانهاي مختلف و در طول زماني چند ماه تابيش از يكسال به ترتيب و آدابي متنوع برگزار مي شد . درخت سبز تناور اين مراسم در طول نيم قرن گذشته  دچار آفات و حادثه هايي پيايي شده و همه برگ و بار و شادابي اش را از دست داده و از ريشه هاي سترگ اصالت خود دور شده است و اكنون اسكلتي از ان برجاي مانده كه نه متعلق به ماست و نه در خور شان فرهنگي ما . در اين وَ يَ ها پوشاك زيبا وفاخر زنان جاي خود را در بيشتر موارد به تنپوش هاي نا مناسب و ناهمگوني داده است كه نه زيباست و نه فاخر . به جاي   موسيقي دل انگيز و جان نواز محلي كه براي هر مرحله از مراسم عروسي هوا و كلامي متناسب دارد ، هياهويي آزار دهنده با كلامي سخيف با عنوان موسيقي شاد روز به گوش مي رسد كه مايه اش برگرفته از موسيقي استانبولي و غرب مي باشد ،  وَيوبرده "عروس بران " كه اوج پر شور مراسم وَ يَ به شمار مي آيد ، چنان تباه و مبتذل شده كه اثري از فرهنگ ايراني و غرور راد مردان غيور ايل در آن ديده نمي شود .

آن زمانها هنگامي كه با هزار آداب و آيين ، عروس را مي آراستند و لباسي فاخر به رنگ دشتهاي شقايق و بابونه زاران بر او مي پوشاندند ، كلاغي گلرنگي بر سرش مي انداختند و آينه كوچكي بر پيشاني اش مي آويختند و سوار بر سمندي تيز گام و سخت لجامش مي كردند ، چنان هيمنه اي مي يافت كه هلهله در ايل مي انداخت و داماد خوش بخت در مقابل خانه خويش در هاله اي از عفاف و صميميت چشم به راه رسيدن همسري از قشرو طايفه خود نبود بلكه او بيقرار تماشاي شهسواري سرفراز بود كه مي بايست با جهاني مهرو عاطفه و سادگي وفاداري به سرايش گامي ابدي بگذارد . اما امروزه آن همسر را به رسم تمام عيار فرانسوي ، با آرايشي غليظ و تني نيمه عريان ، سوار بر اوتومبيل وياكالسكه مي كنند و بوق زنان و هياهو كنان در ملاء عام مي گردانند و از نظر هيز نامحرمان شوخ مي گذرانند و با همان وضعيت براي رقص به ميان جمعيتي ديگرش مي برند  .

اما آنچه كه آزاردهنده تر از هرچيز است و مدتها ست كه تبديل به معضل و دغدغه اي سخت شده  و در مسير ازدواج و شيريني هاي آغاز تشكيل خانواده  همچون ديوي دريده چشم ايستاده است ؛ تشريفات سنگين و بيهوده ، افراط در هزينه ها و ريخت و پاشها و بپز و بخور هاست كه ايستادگي در برابر آن عزم و اراده جدي خانواده هاي نجيب و اصيل و روشنفكران فرهنگ ساز را مي طلبد .

اگر لباس لي و برزنت چوپانان شريف ايلات از آمريكا آمده ، تنپوش تن نماي بانوان ما از اروپا و محافل اقشارد بي درد كشور ما از سر تقليدي نا آگاهانه رواج يافته ، اگر گرداندن عروس با آن شكل وضع نگفتني از فرانسه رسيده ، اگر موسيقي مبتذل و بي هويت مراسمهاي ما از ماهواره ها گرفته شده است ، مهريه سكه كامل بهار آزادي به شمار سال تولد عروس خانم و گاه عروس و داماد ، اصراف و تبذير در پخت و پز ريخت و پاش و كفران نعمت كردنها و پرداخت شاباشهاي چند ده هزارتوماني سر سفره شام و نهار عروسي از كجا آمده است ؟ اين چيست ؟ ره به كجاست ؟ . بياييد با اين پديده ها و مد زدگيهاي  نامبارك به مبارزه برخيزيم / ع .عبدلي

آواهاى تالش و استعدادهای درخشان

حميدرضا عاطفى . منبع : سایت خانه موسیقی

چندی پیش گروه مستان به اجراى موسيقى ايرانى و موسيقى محلى تالش در سالن ابن خلدون پرداخت. در اين برنامه خواهران معلول تالشى كه به خواهران «كار و انديشه» معروفند، شركت داشتند و فيلم كوتاهى نيز از زندگى اين دو معلول استثنايى به نمايش درآمد. ميترا فرازنده، معلول ۷۰ سانتى مترى كه نقاشى مى كشد، شعر مى سرايد و كلاً دخترى اهل ذوق و هنر است، دقايقى به سخنرانى پرداخت و... يادداشت ذيل به بهانه اين كنسرت نگاشته شده است.

كنسرت موسيقى ايرانى و محلى «گيل و تالش» كارى از گروه جوان «مستان» با آهنگسازى و خوانندگى «سعيد جعفرزاده» بود. جوان ۲۶ ساله اى كه آواز را نزد فريدون پوررضا آغاز كرده و فارغ التحصيل رشته موسيقى از دانشكده علمى كاربردى است. اين برنامه با حمايت انجمن دانشجويان و دانش آموختگان تالش و كانون تالشيار از ۸ تا ۱۰ خرداد در سالن ابن خلدون دانشكده علوم اجتماعى اجرا شد.بخش نخست برنامه موسيقى ايرانى و بخش دوم مختص موسيقى محلى تالش بود و اساس برنامه به همت تالشى ها شكل گرفته بود و بخش مهمى نيز به موسيقى تالش و خواهران معلول اين شهر اختصاص داشت. سرزمين تالش، در شمال ايران، يكى از كهن ترين تمدن هاى بشرى است. برخى محل تولد «زرتشت» را روستاى دراژه در تالش شمالى دانسته اند. اين منطقه نيز همچون اقوام همسايه خود نظير كردها و آذرى ها در گذر زمان به قسمت هاى شمالى جنوبى و يا غربى شرقى تقسيم شده و مرزى جغرافيايى، جسم و خاك آنها را از هم جدا كرده اما بر پيوند روح و جانشان خللى نرسيده است. از اين سرزمين كوهستانى، همواره به عنوان منطقه اى جنگجو و شجاع ياد شده كه هرگز تحت سلطه حكومت هاى ظلم و زور قرار نگرفته اند. مناطق رودبار، شفت، فومنات، ماسال، شاندرمن، رضوانشهر، اسالم (زادگاه ميترا فرازنده)، هشتپر، آستارا، لنكران و... از مهم ترين نقاط تالشان به شمار مى رود.زبان تالشى نيز يكى از قديمى ترين زبان هاى كهن ايران زمين و از خانواده زبان هاى پهلوى شمال ايران و در نهايت از زبان هاى هند و اروپايى است كه شباهت بسيارى به زبان اوستايى و كردى دارد. اصولاً ديرينگى و قدمت موجوديت اجتماعى و فرهنگى «تالش» از ويژگى هاى بارز اين منطقه به شمار مى رود به طورى كه موسيقى تالش نيز از اين خصوصيت مستثنى نيست. موسيقى اين خطه يكى از كهن ترين و دست نخورده ترين انواع موسيقى سرزمين ايران محسوب مى شود. تنوع ترانه هاى تالشى كم نظير است. ترانه هاى عاشقانه، حماسى، كار، مراسم شادى و عزا و... از جمله اين ترانه هاى مردمى است.به هر حال گروه جوان مستان را جوانان تالشى تشكيل مى دادند. هنرجويان و هنرمندانى كه استعداد سرشار آنها كاملاً مشهود بود. تكنيك خوب و چابكى در نوازندگى به ويژه نوازنده تنبك _ كه نام او در بروشور قيد نشده بود _ و همين طور نوازنده تار (به استثناى وضعيت غلط گرفتن ساز در دست) و دف و بقيه تحسين برانگيز بود. صداى خواننده به رغم موقعيتى كه مى تواند با تعليم درست و مهم تر از تعليم رسيدن به نقطه اى روشن و مطلوب در ارائه آوازى درست و سليم كه تنها با مطالعه و ژرف انديشى در حيطه موسيقى آوازى ميسور است به دست آيد به بيراهه رفته بود. اتفاقاً صداى او داراى رگه هايى از نوع صداى خواننده خوب زنده ياد ايرج بسطامى بود اما به علت نوع بينش و ديدگاه التقاطى او به انواع آواز ها، دچار افت و خيز و تغيير رنگ آميزى در جمله هاى مختلف بود و تحرير هاى غلط، فالش بودن صدا به ويژه در اوج خوانى و... متاسفانه تاثيرات نامطلوبى در اجراى آواز و موسيقى برنامه بر جاى گذاشته بود.با اين وصف شور و حال زايدالوصف گروه و انرژى زياد آنها كه مملو از شور و نشاط و احساس بود تا حدودى حاضران را تحت تاثير قرار داد. اهمال در تدوين برنامه، كش دار بودن برخى قطعات و بعضاً ناهماهنگى در اجراى تصانيف بزرگ ترين ضعف گروه بود و اين مسائل موجب شد تا قسمت نخست طولانى تر از حد معمول ادامه داشته باشد و موجبات خستگى شركت كنندگان را فراهم سازد.

علي عبدلي در شبكه جهاني سحر:

Tolişi Sədo" qəzetinin baş redaktoru azad olunmalıdır

 اگر من توانسته باشم به برادر انديشمند تالشم در زمينه فعاليت هاي علمي و فرهنگي كمك كرده باشم ، نه تنها آن را جرم نمي دانم بلكه مايه افتخارم است . اما افسوس كه توانايي آن را نداشته ام كه به او كمكي بكنم .

پنجشنبه شب گذشته علي عبدلي به عنوان كارشناس مهمان در برنامه كمپاكس شبكه جهاني سحر، ويژه نوروزعلي محمد اف حضور يافت و ضمن بيان ديدگاه خود در مورد وضعيت تالشان جمهوري آذربايجان و حكمي كه عليه مدير نشريه صداي تالش صادر شده است ، در يك گفتگوي زنده تلفني با تني چند از نويسندگان و روزنامه نگاران  تالش شمالي و برادر نوروز علي محمداف مشاركت نمود و با ارايه دلايل و شواهد استوار ، ايشان را مبرا از هر اتهامي دانستند .

چكيده اي از گفته هاي علي عبلي را كه در سايت سايت www.azeri.irib.ir آمده است  عينا در زير مشاهده مي نماييد:

Iran və Az. R-nin Talış ziyalıları, "Tolişi Sədo" qəzetinin baş redaktoru Novruzəli Məhəmmədovun Az. R. Milli Təhlükəsizlik Nazirliyinin təcridxanasından azad olunmasını tələb ediblər.

Talışşünaslıq Mərkəzinin sədri Əli Əbdoli çərşənbə gecə SƏHƏR telekanalının canlı KOMPAS proqramında iştirak edərək Novruzəli Məhəmmədovun əleyhinə qaldırılmış ittihamları təkzib etmişdir.
O Tolişi Sədu qəzetinin baş redaktoru əleyhinə irəli sürülmüş ittihamı gülünc adlandıraraq bildirmişdir ki, Novruzəli Məhəmmədovun məndən 300 dollar pul aldığını iddia edib , onu Az. R. qanunları çərçivəsində vətənə xəyanətdə günahlandırıblar.
Mən Kadusan tarixi adlı talışların tarix və mədəniyyətini əhatə edən kitabın yazıçısı kimi Novruzəli Məhəmədovla tanış olmuşam, lakin ona əsasən Az. R. talışlarının mədəni fəaliyyətlərinə yardım etməyə təəssüflər olsun ki, imkanım olmayıb. Hər çənd imkanım olsaydı və belə bir yardımı edə bilsəydim də bunu qanunu pozmaq yaxud prinsiplərə zidd hərəkət kimi qiymətləndirmək olmazdı.
Moskvadan Kompas proqramına zəng edən Beynəlxalq Talışlar Hüquqlarını Müdafiə Komitəsinin sədri Zahirəddin İbrahimov da, Novruzəli Məmmədov əleyhinə əsassız ittihamların irəli sürülməsində məqsədin, Talış fəaliyyətlərini sükuta məcbur etmək olduğunu qeyd edib.
O Novruzəli Məhəmmədovun mülayim və mötədil şəxsiyyət kimi seçildiyini bildirərək, onun həbsə alınması və əleyhinə ağır cəza çıxarılmasının təəccüb doğuran hərəkətlər olduğunu bildirib.
Novruzəli Məhəmmədovun qardaşı Məhərrəməli Məhəmmədov da, Kompasla telefon əlaqəsi yaradaraq qardaşının əleyhinə ağır həbs cəzasının çıxarılması nəticəsində talışlar arasında onsuz da mövcud olan narazılıqların geniş vüsət aldığını bildirib.

 

 

 

 

Home
تازه هاي تالش
سرزمین تالش
زبان و ادبیات تالش
تاريخ و باستان شناسي
مردم شناسی تالش
هنرو فرهنگ تالش
كتابخانه تالش
اجتماعی
نقد و بر رسی
تالش شمالي
علي عبدلي در يك نگاه
گوناگون
آرشيو
پيوندها
تماس با ما