استفاده از مطالب اين پايگاه با ذكرمنبع و نام نويسنده/مترجم آزاد است

 

 

  كرد هاي زعفرانلوي تالش (2)

2 - همجواري كردها با تالشان

تالشان از ديرباز مردماني دامداربوده اند كه دركنار آن به زراعت وزنبورداري نيز توجهي داشته اند وبعدها با فرود آمدن از كوهستان واسكان در نقاط جلگه اي ، برنجكاري را هم از گيلكها آموختند .از اينرو تالشان به دو گروه جلگه نشين برنجكار وكوه نشين دامدار تقسيم شدند كه ارتباطات اجتماعي واقتصادي آنها ميان جلگه وكوهستان انجام مي گرفت ، عليرغم كوه نشينان كه كمتر به جلگه مي رفتند ، جلگه نشينان جهت شخم زمينهاي كشت برنج خود مجبور بودند كه با كوه نشينان در ارتباط باشند .از اينرو گاو كوه نشينان را به امانت مي گرفتند ودر مقابل به آنان برنج مي دادند .همچنين وجود مالاريا در فصول گرما در جلگه ، كه تا حدود نيم قرن پيش به شدت رواج داشت، جلگه نشينان را وادار به كوچ در ارتفاعات وييلاقات مي كرد . تاحدي كه در آغاز دوره گرما كودكان را جهت دور نگهداشتن بلاياي جلگه به نقاط كوهستاني مي فرستادند .بعدها صعود آنها به كوهستان همراه با دامداري انجام گرفت .بنابراين ارتباطات در تالش بين جلگه وكوهستان انجام مي گرفت وآنها با صعود به ارتفاعات با همسايگان خود در دامنه غربي ( كردها ) در تماس بودند وجهت خريد مايحتاج خود كمتر اتفاق مي افتاد كه از ارتفاعات يا وسط جنگل به نقاط پايين يا جلگه بروند .بخصوص ويژگي مزاجي كوه نشينان اسكان يافته به پرورش در آب وهواي سالم وكوهستان به گونه اي بود كه تحمل آب وهواي جلگه اي را نداشتند .از اينرو با توجه به مكمل بودن اقتصاد آنها با نزديكترين همسايگان خود ( كردها ) معامله كردند واز آنجا بود كه ارتباط بين آنها برقرار شد . كردها كه ابتدا به كشت و زرع مي پرداختند ، زندگي شباني را از تالشان آموختند .اما در آمد حاصله از اين فعاليتها براي تامين معاش آنان كافي نبود .از اينرو براي تهيه در آمد مكمل كه براي معاش آنها الزامي بود ، به نقاط كشور از جمله تالش سفر مي كردند .آنان مقدار مازاد انواع حبوبات ، غلات ومحصولات درختي خود را به تالش حمل وبا برنج وساير لوازم زندگي مبادله وبه اين ترتيب قسمتي از معاش خودشان را تامين مي كردند .از طرفي مشغله هاي زيادي مانند جنگل تراشي وآماده نمودن برنجزارها ، مرمت شبكه ها ي آبياري ، بريدن چوب ساختماني وصيد ماهي بطور سنتي در نواحي جلگه اي با آب وهواي ملايمتري در زمستان ، براي كردها وجود داشت .رابينو مي نويسد : ((كردها هنگاميكه مي خواهند از كوهستانها به جلگه ها سرازير شوند تمام وسايل خود را بصورت بسته اي در مي آورند وآنرا به انتهاي چوبي بسته ، روي شانه خود آويزان مي كنند ومي روند ))(‌رابينو ، 1374، ص22) از آن زمان به بعد دامنه انواع فعاليتها وسيع تر شده وبا توسعه باغهاي چاي ومركبات در گيلان ومازندران غربي ورشد  شهر نشيني در چند دهه اخير ، به تمامي سال بسط يافته است كه اين روند مناسبات فرهنگي واجتماعي ميان كردها وساير همسايگان را نيز گسترش داده است .

3- سابقه تاريخي كردها  در منطقه

دامنه غربي كوههاي تالش در اواخر استيلاي مغولان تحت سلطه ايل سعد لو در آمده كه تا اوايل سلطنت شاه قاجار نيز مالك اين منطقه بوده اند .همزمان با ورود كردها به منطقه خلخال ، محمد خان سعد لو حكمران كل منطقه بود با گذشت زمان از قدرت خوانين سعد لو كاسته شده واكثر نواحي غربي كوهها ي  تالش از زير نفوذ آنان خارج شد وهرو آباد مركز شهرستان خلخال كه تحت مالكيت سعد لوها بود ، توسط تجار واهالي آنجا به مبلغ هفتصد تومان از خوانين مزبور خريداري شد .در اوايل دوره قاجار اختلاف بين تالشان وشاهسونها مهمترين مسئله روز بوده كه فتحعليشاه باانتقال گروهي از كردهاي خلخال به نقاط شمالي تر ، بعنوان حايل بين تالشان وشاهسونها به اختلاف آنان پايان بخشيد .

در زمان ناصر الدين شاه نصرت الله خان ( سردار امجد ) حاكم كرگانرود بود .وي علاوه بر تالش درهمجواري ييلاق اكراد شاطرانلوي خلخال نيز باغ واملاك داشت كه آنرا به پسرش فتح الله خان سپرده بود .فتح الله خان وكسانش در روز 17ذيحجه 1307ه.ق به عزم شكار ازمنزل حركت كرده وبه ييلاق كلستان مي روند .با درگيري كه بين همراهان وي واهالي كلستان روي مي دهد ( غفاري ، 1361 ، ص 357) ، زمينه اختلافات تالشان وكردها فراهم مي شود .اين حادثه را بايد نقطه شروع اختلاف بين تالشان واكراد شاطرانلو وزمينه اولين شورش وسركشي عليه دولت مركزي در نظر گرفت .

در اواخر سلطنت محمد عليشاه كه رشته امنيت در كشور بهم خورده ودراغلب نقاط ، ملوك الطوايفي رواج پيدا كرده بود ، خوانين شاطرانلو هم به سركردگي امير عشاير ازهرج ومرج استفاده كرده وبيست سال تمام خلخال را زير نفوذ خود قرار دادند .همكاري آنان با ميرزا كوچك خان در انقلاب جنگل از افتخارات طايفه اي اكراد بشمار مي رود .بعداز وقايع جنگل ، رضا شاه درنظر داشت قوايي مجهز جهت خلع سلاح عمومي وبرقراري امنيت درتالش به آنجا گسيل نمايد كه سر كردگان وخوانين اكراد كه همجوار با تالشان بودند ، از اين تصميم دولت ناراضي شده وبرعليه دولت قيام كردند ( آقاجاني ، 1378، ص 750) .از جمله آن قيام ها ، شورش محمد تقي خان امير احمدي (مميش خان ) بود .وي در واقعه شهريور 1320 با دسته هاي گل از قشون روس استقبال مي كند وافسر سياسي روس تصميم مي گيرد كه با كمك او منطقه خلخال واردبيل را ضميمه خاك روسيه كند .مميش خان در آبان 1320با تهيه اسلحه از جانب روسيان وبا پشتوانه قشون روسي عليه دولت پهلوي قيام نموده ودر 4آذر 1320 هرو آباد را تصرف مي كند .تا اينكه در سال 1322ه-.ش امنيت در منطقه برقرار گرديد وخوانين شاطرانلو پس از يك سلسله جنگ وزد وخورد با قواي دولتي قلع وقمع شدند .

4-تاثير پذيري كردها از منطقه

كردها طي نزديك به سه قرن سكونت در منطقه خلخال تحت تاثير عوامل مختلف تحولات زيادي از نظر فرهنگي واجتماعي بخود ديده كه از مهمترين آن ، تغييرمذهب وگرايش به زبان تركي است .با توجه به تاريخ كردهاي منطقه ،‌كه شاخه اي از ايل شكاك وسني مي باشند ، بدنبال كوچ به خراسان نيز سني باقي مانده تا اينكه در نهايت به خلخال كوچانده مي شوند .سرپرستي اكراد در ورود به خلخال را شخصي به نام ((عجم آقا )) بعهده داشته كه سالها پس از اطراق در منطقه تحت عوامل نامشخصي ، آنها را به مذهب شيعه فرا مي خواند .فرهنگ جغرافيايي ايران در سال 1328در دو روستاي گستان وپيرانلو از سني ها نام مي بردكه بايد گفت روستاي مذكور بعلت قرارگيري در ارتفاع وشرايط سخت طبيعي ديرتر از ساير آباديهاي كرد نشين  پذيراي مذهب شيعه بوده اند .در حال حاضر تمامي اكراد شمال خلخال شيعه مذهب مي باشند وتنها دو روستاي جعفر آباد وسجهرود در جنوب خلخال ، پيرو مذهب شافعي هستند .

زبان كردي نيز كه يكي از زبانهاي هند و اروپايي و شاخه اي از زبانهاي شمال غربي ايران است ، از بقاياي زبان مادي مي باشد كه داراي گويشها ولهجه هاي متعددي است . از گويشهاي مهم كردي ، گويش كرمانجي است كه خود گونه هاي متفاوتي از قبيل : بوتاني ، بايزدي ، قوچاني و… دارد وبا توجه به پيشينه ورود كردها به خلخال - مهاجراني از كردهاي قوچان - آنها نيز بااين گويش ( كرمانج ) تكلم مي كنند ودر منطقه به ((كرد كرمانج))معروفند .

رشيد ياسمي مورخ ايراني ، لهجه كرمانجي را شيرين ترين ومقبولترين لهجه ي كردي دانسته ورواني وعدم اختلاط با زبانهاي بيگانه را از مشخصات برجسته اين زبان عنوان كرده است( ياسمي ، 1316، ص 136). اما كردهاي منطقه خلخال ديگر آن ويژگي را ندارند .زبان تركي همچون سيلي سالهاست كه در آذربايجان به راه افتاده وآنچه از زبان ونيم زبان ولهجه درسر راه خود دارد ، مي شويد ومي برد .اين نتيجه تحقيقي است كه از پيشينه ورود كردها به منطقه وخاطرات بزرگان حاصل شده ، همچنين نتيجه مشاهده عيني است كه نگارنده در عرض چند سال سكونت در منطقه بدست آورده است .تا بيست سال پيش كه كودكي بيش نبودم ، بخاطر دارم كه بچه هاي منطقه تركي نمي دانستند ، اما امروزه تقريباً هيچ كدام از آنها نيست كه تركي نداند .اين وضعيت در چهار آبادي پيرانلو ، چلنبر، اوجغازونواشنق بعلت قرار گيري در نزديكي جاده خلخال - اردبيل وهمچنين مهاجرت بيش از حد ساكنين آنها به مركز شهرستان ( هروآباد ) وديگر نقاط ترك زبان شديدتر است .نفوذ زبان تركي در اين آباديها بحدي است كه تنها بزرگان محل به زبان كردي آشنايي دارند وفقط در مواقع ضروري ( در معاشرت باديگر اكراد منطقه ) به آن زبان تكلم مي كنند .

ديگر روستاهاي كرد نشين بعلت قرار گيري در دره ها كه توسط ارتفاعات كوهها ي تالش محصور گشته ، كمتر دستخوش تحولات شده اند .اما آنها نيز كه گروه اقليت در ميان اكثريت ترك زبان منطقه را تشكيل مي دهند ، جهت داد وستد روزمره وانجام كارهاي اداري به نقاط مركزي شهرستان تردد بيشتري دارند .كه علاوه بر بزرگسالان ، جوانان وحتي نوجوانان با زبان تركي آشنايي دارند .ازطرفي به علت نزديكي اين آباديها به ديار تالش ، بسياري از اكراد به سرزمين تالش مهاجرت نموده اند .شهر تالش ، شهري نسبتاً نوبنياد است .رشد سريع آن بيشتر در اثر مهاجرت آذريهابوده است .مارسل بازن نيمي از ساكنان اوليه آ ن را از شهرستان خلخال وبخصوص از روستاهاي كردنشين شمال هروآباد يعني لمبر ، كلستان ، اوجغاز وميل آغاردان عنوان كرده است .كثرت مهاجرت كردها به اين شهر باعث ايجاد بازار كرد محله در تالش شد .از زمان تاسيس شهرداري تالش درسال 1330 ،‌اين محله همواره محله اي نسبتاً همگن در اين شهر وجزو قديمي ترين محله اي آنست كه حدود 3000 نفر كرد خلخال در اين شهر ساكن هستند .از سوي ديگر درحال حاضر ، رواج تكلم به زبان فارسي نيز در ميان كردها معمول شده است .چرا كه مهاجرت آنها به پايتخت وشهرهاي شمالي كشور ، بويژه در چند سال اخير شدت يافته وهمچنين وضعيت شغلي آنان نيز ايجاب مي كند كه حداقل شش تا هشت ماه از سال را مهاجرت كنند .اين امر كه بيشتر كرده و اين آشنايي به حدي در آنها موثر بوده كه در انتخاب زبان فرزندان خود ، متأسفانه فارسي را برزبان مادري خود ( كردي ) ترجيح مي دهند .از اينرو احتمال اينكه كردي در منطقه تا چند نسل آينده به كلي از بين رفته وبه دست فراموشي سپرده شود ، خيلي زياد است .

منبع : http://kourdkourmanj.bloghaa.com

ارايه مطلب از kurmanj_razman@yahoo.com

—————————————————————

1 - شاه عباس در ادامه چنين سياستهايي توانست گروهي از تالشان را در گسگرگيلان كه امراي محلي آن سربه شورش گذاشته بودند ، اسكان داده وبا تقويت تالشان موقعيت امراي محلي گسگر را تضعيف نمايد

2 - از شمال به جنوب عبارتند از : ميل آغاردان ، بلوكانلو ، پير انلو ، اوجغاز ، مورستان ، گلستان عليا ، حاجي آباد ، گلستان سفلي ، لمبر ، نواشنق ، آقبلاغ كرد ، غفور آباد ،‌مكالار ، چلنبر ، داودخاني ، خداقلي قشلاق و دليلر

 

نظر شما در باره این مقاله (لطفا نام مقاله را بنویسید)

 

Home
تازه هاي تالش
سرزمین تالش
زبان و ادبیات تالش
تاريخ و باستان شناسي
مردم شناسی تالش
هنرو فرهنگ تالش
كتابخانه تالش
اجتماعی
نقد و بر رسی
تالش شمالي
علي عبدلي در يك نگاه
گوناگون
آرشيو
پيوندها
تماس با ما