استفاده از مطالب اين پايگاه با ذكرمنبع و نام نويسنده/مترجم آزاد است

 

 

Home
ÊÇÒå åÇí ÊÇáÔ
ÓÑÒãیä ÊÇáÔ
ÒÈÇä æ ÇÏÈیÇÊ ÊÇáÔ
ÊÇÑíÎ æ ÈÇÓÊÇä ÔäÇÓí
ãÑÏã ÔäÇÓی ÊÇáÔ
åäÑæ ÝÑåä ÊÇáÔ
ßÊÇÈÎÇäå ÊÇáÔ
ÇÌÊãÇÚی
äÞÏ æ ÈÑ ÑÓی
ÊÇáÔ ÔãÇáí
Úáí ÚÈÏáí ÏÑ íß äÇå
æäÇæä
ÂÑÔíæ
íæäÏåÇ
ÊãÇÓ ÈÇ ãÇ

 

    گویش تالشی

 گیتی شکري
از زبانهای شمال غربی ایران که با گیلکی و مازندرانی قرابت دارد. تالشی گویشی کهن و دارای گونه های بسیار است و از عنبرانِ اردبیل تا رودبار گیلان حدود دویست هزار گویشوَر دارد (عبدلی ، ص 66؛ اورانسکی ، ص 154).(بيش از 500هزار درست است-تالشان)
برخی محققان معتقدند که تالشها ساکنان اصلی نواحی غربی بحر خزرند و در گذشته نقاط مسکونی ایشان بیشتر از حال به سوی شمال پیش رفته بوده است (اورانسکی ، ص 317). تالشهای آذربایجان همه ترکی می دانند و ترکی تهدیدی بزرگ برای گویش تالشی است . توسعة زبان فارسی در منطقه نیز بیشتر به ضرر گویش تالشی تمام شده است تا ترکی آذری .
تالشی از نظر واژگانی دارای ویژگیهای مشخصی است و، برخلاف نظر محققان قدیم غیرایرانی (خانیکوف ، ص 114)، کاملاً گیلکی نیست بلکه واسطه ای است میان تاتی و گیلکی و گاه به تاتی نزدیکتر است .
میللر تالشی شمالی واقع در جمهوری آذربایجان را بررسی کرده است (بازن ، ج 2، ص 415). در دامنة خشک و مرطوب کوه تالش دو قوم با زبانهای مختلف زندگی می کنند: در غرب ، آذربایجانیهایی که به تاتی تاکستانی صحبت می کنند؛ در شرق ، تالشها که به تالشی سخن می گویند.
در ایران ، علاوه بر تالش ، در مناطقی از شهرهای گرگان ، بهشهر، رامسر و نواحی غربی کرانة دریای خزر به سوی شمال که با مناطق تات نشین همسایه است ، تالشها با گویش تالشی خود حضور دارند. در این گونه های تالشی تفاوتهایی وجود دارد که کم اهمیت تر از آن است که خود تالشها مطرح می کنند. تقریباً مردمان سراسر مناطق ، زبان یکدیگر را می فهمند، اگرچه این تفاهم گاهی آسان نیست ، مثلاً از مجموع 350 کلمة انتخابی در یک تحقیق ، تنها 24 کلمه از نظر ریشه متفاوت بوده است و بقیه بیشتر در نحوة تلفظ تفاوتهایی داشته اند. به طور کلی ، از جنوب به شمال ، این تفاوتها در تلفظ وجود دارد: O جای خود را به U (مانند ترکی ) می دهد؛ اولین واکة بعضی از واژه ها، یا پیش از دو همخوان یا بین آنها تلفظ می شود: ایسپی / سیپی به معنای سفید؛ خ به ح تبدیل می شود: خیرس < حیرس به معنای خرس ؛ حذف ر از پایان کلمه ، مانند دار ، دُر < دُو (بازن ، ج 2، ص 417).
ساخت زمانهای افعال در تالشی جنوب و تالشی شمال با هم فرق می کند ( د. اسلام ، چاپ دوم ، ذیل lish" ¦"Ta ؛ بازن ، همانجا)، ولی حدود آن بین اَشکال جنوبی و شمالی ، در موارد مختلف ، در محل واحدی قرار ندارد و یک تغییر تدریجی زبانی از یک حالت جنوبی انتهایی تا حالت شمالی انتهایی در جمهوری آذربایجان ملاحظه می شود. مرزهای زبانی تولارود و خطبه سرا خط زبانی میان تالش مرکزی و تالش شمالی است . برش مهم دیگر از طرف شمالیترین نقطة خطبه سرا و ویزنه عبور می کند. برش سوم در جنوب تالش دولاب ملاحظه می شود (بازن ، همانجا). در اینجا، بر پایة تحقیقات یارشاطر، توصیفی از اسالمی ، یک گویش مرکزی تالش ، به دست می دهیم : در اسالمی 8 واکه و 23 همخوان وجود دارد. اسم در دو حالت صریح و غیرفاعلی یا غیرصریح واقع می شود. حالت غیرفاعلی در ساخت اضافه و هنگامی که فاعل در ساخت ارگتیو قرار دارد به کار می رود، مثل : harda Varg-i gہ «گرگ گاو را خورد». در ساخت اضافه ، مضاف الیه پیش از مضاف می آید، و نشانة آن -a است : sif-a dہre «درخت سیب ». در ترکیب وصفی نیز موصوف پیش از صفت می آید: «اسب چوبی » ua asb §c . صفت تفضیلی با حرف اضافة ªka به معنای «از» پس از اسم ساخته می شود، مانند:
k nun niapat ªa §a kہ c §kas c §hic «هیچ کس بهتر از او نان نمی پزد». صفت عالی با پسوند -tarin تنها در محاوره به کار می رود و این کاربرد احتمالاً تحت تأثیر فارسی است ، زیرا می توان با نشانة صفت تفضیلی نیز همان مفهوم را رساند:
ہk asb nia §n asb i kہ dunyہ kہ c m § C «از اسب من در دنیا خوبتر نیست ». قید با تکرار یا با افزودن پسوند -na ساخته می شود: tika tika «قطره قطره ». bam -kہ vigata §xuruste-na-s
«او با خوشرویی از من گرفت ». ضمایر به سه دسته تقسیم می شوند: ضمایر شخصی در حالت مستقیم به دو صورت صریح و غیرصریح ، ضمایر ملکی ، ضمایر متصل . ضمایر شخصی مستقیم در حالت صریح و ضمایر غیرصریح ، مانند مفعول مستقیم ، در ساخت ارگتیو به کار می روند. ضمایر ملکی ، مانند صفات ملکی و ضمایر متصل ، در حالت اضافه به کار می روند.
از ویژگیهای مهم اسالمی این است که نه تمام زمانهای حال بر پایة ستاکِ حال ساخته می شوند و نه همة زمانهای گذشته بر پایة ستاکِ گذشته . افعال التزامی ، امری ، حال شرطی ، استمراری ، شرطی استمراری ، بر پایة ستاک حال ساخته می شوند (آنها که ساخت ارگتیو را نیز به کار نمی برند). حال اخباری ، گذشتة استمراری ، حال کامل ، التزامی کامل ، شرطی کامل ، شرطی غیرواقعی و گذشتة بعید بر پایة ستاک گذشته ساخته می شوند. در این ساختها، جز حال اخباری ، ساخت ارگتیو به کار می رود. نشانة نهی ma- و نشانة نفی n - است . دو دستة اصلی شناسه های شخصی وجود دارد: دستة 1 و 2 که دستة 2 نیز دارای دوگونه است : 2 الف که در زمانهای حال ربطی وجود دارد و مانند شناسه هایی عمل می کند که در حال اخباری و گذشته استمراری دیده می شود و 2 ب گونة تغییر یافتة شناسة دستة 2 است که در افعال مرکّب زمان حال اخباری وجود دارد.
2ب 2الف 2 1
مفرد
-m -im -m -um 1
§-s §-is §-s -i 2
zero -a zero -u 3
جمع
-mun -imun -mun -am 4
-n -irun -run -an 5
-n -in -n -un 6
مثال : حال التزامی : r-um vi-g «گرفتم »؛ امر: b -bram «جارو کن »؛ حال شرطی : §agar iyہ b bہs «اگراینجا باشی »؛ گذشتة استمراری (با ستاک حال ): a-vrij-im «می دویدم »؛ شرطی ناقص : b-a-virij-e-m «اگر بدوم »؛ حال (با ستاک گذشته ): b-a-virit-im «می دوم »؛ گذشته : virit-im «دویدم »؛ حال کامل : virit-am «دویده ام »؛ التزامی کامل : a bu §a basi s «باید رفته باشد»؛ گذشتة دور: virit-a bim «دویده بودم »؛ شرطی کامل :
a bہm §agar az s «اگر رفته باشم »؛ شرطی غیرواقعی : agar az ہm a bem/babem «اگرآمده بودم »؛ حال ملموس
e ka §kہr-im s «من دارم به خانه می روم »؛ گذشته ملموس e §bim s ) r ) kہ «من داشتم می رفتم ».
گذشتة افعال متعدی بر پایة ستاک گذشتة افعال لازم ساخته می شود، جز اینکه افعال متعدی در ساخت ارگتیو به کار می رود، جایی که عامل فعل در حالت غیرصریح به کار می رود و مفعول صریح منطقی در حالت صریح است و فعل با مفعول خود مطابقت می کند: muqaddri m nana nivigata «سرنوشت مادر را می گیرد». ستاک حال در مجهول با نشانة -i تکیه دار و ستاک گذشته در مجهول با نشانة -st مشخص می گردد:
suj/ sut «سوختن »، suji/ sujist «سوخته شدن »، ستاک حال در سببی با -an ، ستاک گذشته در سببی با نشانة - st ساخته می شود: xur-ہn «خنداندن »، xur-ہn- st «خنداندن »، مصدر با اضافه شدن -e به آخر ستاک گذشته ساخته می شود: harde «خوردن »، e §s «رفتن »، اسم فاعل با افزودن a- به آغاز ستاک حال ساخته می شود: a xun «خواننده »، اسم مفعول با اضافه شدن -a تکیه دار بر ستاک گذشته حاصل می شود: larzast-a dastun-na «با دستان لرزان »، صفت نسبی بانشانة / §/-( )J ساخته می شود: Asہlem- j «اهل اسالم ».
حروف ربط n, ki, ta, o, va به معانی و، تا، که و همچنین دیده می شود.
در ماسوله ای نیز، به عنوان یک گونة جنوبی از گویش تالشی ، 9 واکه و حدود 23 همخوان وجود دارد. اسم در دو حالت واقع می شود و سه نوع ضمایر شخصی ذکر می شود. در گذشته و حال کامل بین لازم و متعدی تفاوت هست . شناسه های اخباری و التزامی ، بر حسب خاتمه یافتن به واکه متفاوت اند. زمان گذشته و حال کامل افعال لازم نیز دارای شناسه های متفاوتی است .
منابع : یوسیف میخائیلوویچ اورانسکی ، مقدمة فقه اللغة ایرانی ، ترجمة کریم کشاورز، تهران 1358ش ؛ مارسل بازن ، طالش : منطقه ای قومی در شمال ایران ، ترجمة مظفرامین فرشچیان ، مشهد 1367ش ؛ علی عبدلی ، تالشی ها کیستند ، ] ویرایش 2 [ ، تهران 1369ش ؛
EI 2 , s.v. "Ta ¦lis ¢h ¢. 2: Language" (by E. Yarshater); Nicholas Khanikof, Memoire sur l'ethnographie de la Perse , Paris 1866; Iosif Mikhailovich Oranskii, Les Langues iraniennes , tr. Joyce Blau, Paris 1977; Ehsan Yarshater,"The Taleshi of Asa ¦lem", Studia Iranica ,vol.25, no.1 (1996).

(taleshan.com) منبع : دانشنامه جهان اسلام