زبان و فرهنگ عامه مشترك دو شناسه برجسته فرهنگي
است كه نيمه هاي قوم تالش در دو سوي رودخانه مرزي آستارا را به هم
پيوند مي دهد. همان
گونه كه زبان اين قوم در هر ناحيه به گويش
ويژه اي رواج دارد، آيين ها، آداب ،
باورها و افسانه هايشان نيز جابه جا ويژگي
هاي متفاوتي پيدا مي كند
.
از جمله آيين هاي كهن ايراني كه هنوز با
رنگ و بويي ويژه در بين تالشان پايدار مانده اند
، مربوط به نوروز و
نوروز ماه است.تالشان نيز همچون همه ي اقوام و تيره
هاي ايراني، نوروز را
كه همچون آينه اي خجسته
سيماي مهرانگيز و نجيب نياكان سرفراز ما را باز مي نماياند وجلوه
هاي شكوهمندي
از
فرهنگ معنويت ايراني را به تماشا مي گذارد، مانند دري گرانمايه در
درازاي سال
ها و سده هاي بسيار ، پاس داشته و هويت و
هستي خويش را به رنگ و بوي آن آذين بسته اند
. هر سال در آستانه تجديد زندگي طبيعت ، به شادماني جشن مي گيرند ،
الف – تالش جنوبي :
آخرین
ماه سال در تالش navruza
ma
"ماه
نوروز" نامیده می شود . با آغاز ماه نوروز، همزمان با دیگر گونی وجنبشی که در
طبیعت پديدار می شود ، تالشان نیز تکاپو و جنبش تازه ای را سر می گیرند . خانه
تکانی ها آغاز می شود ، اسباب و اثاثیه قابل شستشو را حتی الامکان در رودخانه
يا پر آب می شویند ، دیوارهای درونی و بیرونی خانه را با رنگ ، آهک يا گِل سفید
، رنگ و رویی تازه می دهند ، به وضع ظاهر خانه و محوطه خود نظم وآرایش دیگری می
دهند . نوکردن و یا پیرایش لباسها سر گرفته می شود ، برای سبزه هفت سین گندم و
جو و عدس خیس می کنند . هم زمان با این جنب و جوش، برخی آداب و مراسم نیز به
اجرا در می آیدکه
از جمله آنها "
=navruz-numa xuniنوروز
نامه خوانی" است . نوروز نامه خوان ها چاوشان نوروز و بشارت دهندگان شب زنده
دار بهار و پیک های شادی ها و شکفتن ها یند . آنها فعالیت خود را از نخستین شب
ماه نوروز آغاز و تا شب چهارشنبه سوری و گاه تا شب عید ادامه می دهند .
نوروز نامه خوانی کاری گروهی است و هر گروه نوروز خوان معمولاً سه نفرند و هر
یک از آنها وظیفه مشخصی دارد . نفر اول که خوش صداتر است تکخوان و نفر اصلی
گروه می باشد. دومی"
=jigira kar
دم گیرنده یا همخوان" و نفر سوم"
=kulabar-kas
حمل کننده بار" است.گروه های نوروز نامه خوان هر روز ساعتی پس از تاریک شدن هوا
، گشت گذار خود در محله ها را آغاز می کنند و به هر خانه ای که می رسند بی هیچ
مقدمه ای نوروز نامه ای را با آهنگی دل انگیز می خوانند . هر نوروز نامه خوان
با تجربه و ماهر چند نوروزنامه از بر دارد و گاه چند نوروز نامه به زبان های
مختلف فارسی ، تالشی وترکی . زیرا گاهی پیش می آید که صاحب خانه ای به شنیدن
یک نوروز نامه بسنده نمی کند و یا عمداً برای خوشی بیشتر و یا آزمودن
میزان مهارت نوروز نامه خوان ، از او می خواهد که نوروز نامه ای به زبانی
دیگر بخواند که البته اگر نوروز نامه خوان از عهده انجام این خواسته ها
بر آیند هدیه بیشتری دریافت می نمایند .
هدیه ای که به نوروز نامه خوان داده می شود گاه نقدی و گاه چیز هایی از قبیل
برنج ، قند ، جوراب ، تخم مرغ می باشد .
اگر برای خانواده ای پیش آمد بدی رخ داده باشد از نوروز نامه خوان پوزش خواسته
و ضمن دادن هدیه ای مناسب از او می خواهند که چیزی نخواند . برعکس اگر برای
خانواده ای پیش آمدی خوب رخ داده باشد بویژه اینکه سرگرم راه انداختن عقد و
عروسی ای باشند به نوروز نامه خوان هدایای بیشتری داده و از او می خواهند که
نوروز نامه های متنوعی بخواند . هدیه ای که باید به نوروز نامه خوان داده شود
در ظرفی گذاشته می شود و به وسیله یکی از اعضاء خانواده با خوشرویی و احترام به
نزد گروه نوروز نامه خان برده می شود و آنها هدیه را برداشته و ضمن دعای خیر یک
شاخه کوچک شمشاد در ظرف خالی می گذارند و راهی خانه ای دیگر می شوند.
صاحب خانه ای که شاخه شمشاد را از نوروز نامه خوان دریافت می نماید اگر
کشاورز باشد آن را در ظرف یا انبار غله خود می اندازد تا در سال جدید کارهای
زراعی اش به خوبی و خوشی پیش برود و محصول بیشتری برداشت نماید و اگر دامدار
باشد آن شاخه شمشاد را به میان دامهای خود می برد تا در سال تازه بلایی بر سر
دامهایش نیاید و از آنها حاصل بیشتری بدست آرد . مردم تالش شمشاد را درختی مقدس
می دانند از این رو در هر کجا از دیار جنگلپوش تالش که مجمو عه ای درخت شمشاد
وجود داشته باشد آنجا محلی متبرک است و مکانی برای زیارت و دخیل بستن . بیشتر
نوروز نامه های رایج در تالش به زبان فارسی است و ظاهراً ساخته و پرداخته
اشخاصی عوام. هر یک از آن نوروز نامه ها اگر چه با آهنگ خاصی خوانده می شود ولی
ملودی آن آهنگها ثابت نیست یعنی اینکه یک نوروز نامه ممکن است به وسیله افراد
مختلف با آهنگهایی متفاوت خوانده شود ، مگر بعضی از نوروز نامه ها که به دلایلی
آهنگی ثابت و به اصطلاح–جا افتاده– دارند . سرایندگان نوروز نامه ها نامشخص اند
و اغلب بر اثر قدمت زیاد و زبان به زبان گشتن دچار تحریف شدید شده و بصورت
ابیاتی مغلوط و مغشوش در آمده اند . آنچه که ذیلاً از نظرتان می گذرد نمونه
نسبتاً سالم تری از نوروز نامه های رایج در تالش است . این نوروز نامه که هنوز
خوانده می شود از یک جنگ خطی با تاریخ تحریر 1320 شمسی انتخاب شده است .
فصل بهار است این زمان
گردیده بلبل نغمه خوان
ایام شادی شد عیان آمد بهارای دوستان .
£
گلها دمیده در چمن
قمری
نشسته با سمن
بلبل شده فریاد زن
آمد
بهار ای دوستان.
£
گلها شکفته در چمن
شادی کنید اهل وطن
با لاله وبا یاسمن
آمد بهارای دوستان.
£
ای دوستان ای دوستان
خلاق رحمت کرد عیان
شادی نمایید این زمان
آمد بهار ای دوستان.
£
مخلوق همه خرد وکبار
آزرده بودند و نزار
رحم خدا شد آشکار
آمد بهار ای دوستان .
£
خوش روزگار است این زمان راحت شدند مرد
زنان
از ناله های بی امان آمد
بهار ای دوستان.
£
ای خالق خلق جهان
رحمی بکن بر عاصیان
نصرت بده اسلامیان آمد بهار ای دوستان.
£
ای خالق قدرت نما
نصرت بده بر شاه ما
رحمتی بکن بر حال ما
آمد بهار ای دوستان.
ای خالق کل نصاص
اشرار را کردی قصاص
ما را بکن از غم خلاص
آمد بهار ای دوستان.
££
"=agela
jang
جنگ با تخم مرغ – تخم مرغ بازی"
تخم مرغ بازی یکی از سرگرمی های بسیار متداول در ماه نوروز است . این بازی
مردانه و ویژه جوانان و نوجوانان است. ازآغاز ماه نوروز تا سیزده سا نو، در هر
گوشه و کنار و در هر خانه و هر بازار افراد زیادی به این بازی سرگرم می شوند .
چگونگی بازی مزبور به این شرح است :
دو نفر بازیگر در مقابل هم قرار می گیرند و در حالیکه هر یک تخم مرغی در دست
دارند با هم قرار می گذارند که :
1-"سر به تابتا"یعنی اینکه سرها و ته های تخم مرغهایشان را به هم بکوبند .
2-یا "سر به سر "یعنی فقط سر تخم مرغهایشان را به هم بکوبند و یا بر عکس ته
هایشان را.
3-یا "دسر به ای سر" یعنی یک نفر دوسر تخم مرغ خود را به یک سر تخم مرغ نفر دوم
بکوبند .
4- یا "تک به تک" یعنی دو پهلوی تخم مرغهای خود را به هم بکوبند .
پس از شرط نمودن یکی از موارد بالا بر سر اینکه کدام نفر "بنشینید"یعنی تخم مرغ
خود را در دست ثابت نگهدارد تا نفر دوم تخم مرغ خود را بر نقطه تعیین شده آن
بکوبد ، گفتگو در می گیرد.پس از رسیدن به توافق در این مورد یک نفر به اصلاح می
نشیند و نفر دوم "می زند" در نهایت تخم مرغ آن کسی که سالم مانده بعنوان برنده
تخم مرغ شکسته حریف خود را از او می گیرد .گاهی هم بجای یک تخم مرغ ، تعداد
زیادی در یک بازی شرکت داده می شود.
به این ترتیب که دو نفر هر یک تعدادی تخم مرغ به نسبت مساوی در مقابل خود ردیف
می چینند و پس از رسیدن به توافق در مورد شروط ، وارد بازی می شوند و تمام تخم
مرغهای خود را به هم می کوبند در نهایت آن کس که برایش تخم مرغی سالم باقی
نمانده باشد بعنوان بازنده تخم مرغهای شکسته اش را به نفر مقابل می دهد .
در بازی تخم مرغ شگردها و حقه های خاصی بکار برده می شود . از جمله :
1- تخم مرغ را می پزند تا سخت تر شود.
2- برای اینکه تخم مرغی را بسیار سخت نمایند با مهارت خاصی تمام و یا مقداری از
زرده و سفیده اش را خالی نموده و بجای آن موم می ریزند .
3- برای تشخیص تخم مرغ سخت سر و ته آن را به دندان پیشین می کوبند.
4- می گویند تخم مرغ سیاه سخت تر است .
"کوله چار شنبه
=kule car- sanba
چهارشنبه سوری
کار خرید آخر سال ، تدارک ایام عید ، خانه تکانی ، شیرنی پزی ، پیراستن وضع
ظاهر و غیره تا سه شنبه آخر سال ادامه می یابد. از این روز دیگر همه با شور حال
منتظر طلیعه نوروزند . فضای خانه و آبادی حال و هوایی دیگر دارد. همه در
جنب جوشند. پرتو دلپذیری از شادمانی بر همه جا پاشیده است. همه در صدد آنند که
همگان با طبیعت ، در برابر منظره شکوفایی گلها و گیاهان و بازی و آواز پرندگان
، جان و تن را تازه نموده و در ستردن غبار ناملایمات و کدورتها تلاشی داشته
باشند . کودکان و حتی بزرگترها اکنون دیگر لباس تازه و یا مناسبترین لباس خود
را به تن دارند و از شدت کار و فعالیت همیشگی خود کاسته اند . ساعات فراغت
بیشتر شده است . اکنون در هر خانه ای کد بانو در صدد است که سفره چهار شنبه
سوری را مهیا نماید و لوازمات آن را تهیه کند . در خانه های تالشی معمولاً دو
سفره تدارک دیده می شود . اول سفره عام چهارشنبه سوری و دوم سفره خاص و مخصوص
اهل خانه در شب روز چهارشنبه سوری .
سفره عام سفره ای است که در شب و روز چهارشنبه در مقابل مهمانان و دید و بازدید
کنندگان می گسترند و از محتوای آن به کودکان همسایه و رهگذران که دق الباب می
نمایند داده می شود .
در این سفره هفت نوع "دونه
= dune
غلات بو داده ، برشته" مانند گندم ، برنج ، عدس ، ذرت ، تخم کدو ، نخود و سویا
چیده می شود . این غلات و حبوبات را کدبانو یا دختر بزرگ خانواده بوسلیه تابه
بر روی آتش اجاق برشته می کند یا به اصطلاح "بو "می دهد. هنگام بو دادن جهت حفظ
یمن ، کسی نباید از محتوای نخستین تابه مقداری بردارد و بخورد و یا آن را به
دیگری بدهد .
در سفره خصوصی هم باید پلو به اضافه هفت نوع خورشت چیده شود یکی از این هفت نوع
خورشت باید "پته
= pata
سبزیجات پخته" باشد . پته سفره چهارشنبه سوری نیز باید مرکب از هفت نوع سبزی
وحشی و بوستانی باشد.
همانطور که اشاره شد سفره خوراکی ، مخصوص اهل خانه در شب چهارشنبه سوری و
مهمانی که احیاناً در آن شب از راه می رسند ، می باشد . کدبانوی خانه پیش از
گستردن سفره شام از هر نوع خوراکی ای که تهیه نموده است مقداری برمی دارد وبا
آنها سفره هفت قلم جداگانه ای تشکیل می دهد که آن را "=
carsanba xatuna sefra
سفره خاتون چهارشنبه" می گویند . این سفره ویژه را در گوشه ای از خانه می
گذارند و تا صبح روز بعد کسی به آن نزدیک نمی شود . تالشی ها عقیده دارند که در
شب چهارشنبه سوری پس از آنکه اهل خانه به خواب می رود فرشته چهارشنبه سوری یا
همان خاتون چهارشنبه به آنجا سر می زند و اگر در خانه ای سفره ویژه با هفت نوع
خورشت را نبیند مکدر و آزرده می شود .
آتش افروزی :
در تالش نیز مانند دیگر نقاط ایران در شب چهارشنبه آخر سال ، مراسم آتش افروزی
برگزار می گردد . روز سه شنبه هنگامی که هوا تاریک شد در مقابل هر خانه ای هفت
کوهه آتش افروخته می شود و اهل خانه همگی ، حتی بیماران ، در حالیکه بزرگترها
کودکان خردسال را در آغوش دارند حداقل سه بار از روی کوهه های آتش می پرند و
این جمله ها را می خوانند :
آتش ، آتش چهارشنبه
kulu
kulu car-sanba
نکبت برود دولت بیاید nagbat
besu davlat ba
خاکستر بازمانده از آتش چهارشنبه سوری را در مزارع می پاشند و باور دارند که آن
خاکستر موجب دفع آفات می شود .
دستمال اندازی :
در بیشتر نواحی تالش ، در شب چهارشنبه سوری افرادی بخصوص مانند نوروز- نامه
خوانها به در خانه دیگران می روند و پنهانی دستمالی بزرگ و خوشرنگ را که در یک
گوشه آن مقداری گل بنفشه و پامچال بسته شده است از شکاف در یا پنجره به درون
خانه می اندازند . صاحب خانه آن را به صاحبش پس می دهد البته بی آنکه سعی
کند آن شخص یا اشخاص را شناسایی کند .
فالگیری :
جوانان اعم از دختر و پسر در شب چهارشنبه سوری ، هر یک یا دو نفر با هم نیت
نموده و پنهانی خود را به پشت در خانه ای می رسانند و بی آنکه دیده شوند به
صحبت های افراد داخل خانه گوش می دهند.
جملات اولی را که شنیدند آن را می سنجند اگر معنی و مفهومی نیک داشته باشد آن
را به فال نیک گرفنه و باور دارند که در رابطه با نیتی که کرده اند مرادشان
برآورده خواهد شد، ولی اگر جملات شنیده شده بد و ناپسند باشد آن را نشان نامردی
در موضوع مورد نیت تعبیر می نمایند.اینگونه فال بینی را اشخاص برای خود و
هم برای دیگران انجام می دهند.
ترکه زنی :
صبح روز چهارشنبه پیش از دمیدن آفتاب سالمندترین فرد خانواده زودتر از دیگران
از خانه بیرون رفته و ترکه ای را از درخت یا از پرچین مقابل خانه جدا می نماید
و آنگاه دوباره به درون خانه می رود و با آن ترکه به ملایمت بر پشت کودکان و
نوجوانان می زند و می گوید:
پیر و خرم بشوی
pir-o zairun bebi
بر پشت بزرگترها می زند و می گوید :
صد ساله بشوی
sada sala bebi
دشمنت کور بشود .
desmender kur bebu
بر پشت بیمار می زند می گوید :
درد و بلایت دور شود .
dard-o balar dur abu
و بالاخره به هر کس به مناسب سن و جنس و احوالش چیزی می گوید و آنگاه ازخانه
خارج می شود وبا آن ترکه برپشت دامها می زند . با آن بر انبار غله و کندوی عسل
می زند و در هر مورد نیز با بیان جملاتی مناسب دعای خیر می نماید .
پریدن از روی آب روان :
پس از انجام ترکه زنی همه اهل خانه به کنار رود خانه یا نهری پر آب می روند و
به نیت رفع بلا و
در پیش داشتن سالی خوش و سرشار از شادی و تندرستی چند بار از روی آب روان به
این سو و آن سو می پرند .
نوروز
:
چهره کلی نوروز در تالش تقریباً همانند دیگر جاهای ایران است . شور نشاطی که
از آغاز ماه نوروز آغاز شده در ساعات تحویل سال به اوج می رسد . تا آن هنگام هر
خانواده در حدی که توانش را داشته سفره نوروزی را رنگین کرده است ، لباسهای
کهنه را از تن در آورده و به وضع ظاهر خانه و کاشانه اش رنگی و نمایی تازه داده
است و دیگر همه بر سر آنند که چشم از هر آنچه ناخوش است و ناخوشایند بپوشند و
جز به مهر و شادمانی به چیزی نیندیشند .
از بامداد روز عید سفره پذیرایی از دید و بازدید کنندگان در هر خانه ای گسترده
است و در آن حلواهای محلی ، میوه ، آجیل ، غلات و حبوبات برشته و ... چیده شده
و در میان سفره سینی محتوی هفت سین ، همراه با آینه و قیچی و قرآن نیز به چشم
می خورد تا کسانی که در کنار سفره می نشینند به شگون خوش نگاهی به آینه افکنده
و با قیچی گوشه ای از سفره هفت سین را بچینند واهل صدق بوسه ای بر قرآن زنند .
کودکان و نوجوانان در این روز در محله ها راه می افتند و به هر خانه ای که می
رسند در آستانه در می ایستند. نوروز و سال نو را به صاحب خانه تبریک می گویند و
از حلوا و آجیل و گاه تخم مرغ رنگ شده می گیرند .
بخت گشایی :
دخترانی که دوران بلوغ و جوانی خود را می گذرانند و از هر لحاظ آماده ازدواج
هستند ولی هنوز همسر مناسبی نیافته اند و فکر می کنند که بختشان خوابیده است
صبح روز عید نوروز دور از چشم دیگران یک تیکه قند و یک تیکه نمک را در گوشه ای
از محوطه خانه خود در زمین دفن می کنند و صبح روز سیزده سال به سراغ آن
رفته و خاک خاشاک رویش را پس می زنند . اگر آن تیکه های قند و نمک آب شده و از
بین رفته باشند باور دارند که گره بختشان گشوده شده و در آن سال ازدواج خواهند
کرد .
بار عام :
در روز عید نوروز و حتی روزهایی پس از آن در بیشتر خانه ها سفره عام شام و نهار
گسترده تر است و هر کس از آشنا و غریب که به هنگام از راه برسد در جمع اهل خانه
به دور سفره می نشیند و غذا می خورد. مستمندان و نیازمندان در این ایام به هر
خانه ای که سر می زنند هدایایی نقدی یا جنس مناسبی دریافت می نمایند. توجه
اهالی در ایام نوروز به نیازمندان چشمگیر تر از هر زمانی است.
سیزده سال :
روز سیزدهم سال نوروز گشت و گذار و تفریح است.مردم لباسهای تازه خود را می
پوشند و از خانه بیرون می آیند و دسته دسته راهی میعادگاه های ویژه سیزده سال
می شوند"
parda gusa
= گوشه،کنار پل پونل" یکی از معروف ترین میعاد گاه های سیزده سال است. اهالی
منطقه از نقاط دور و نزدیک ، صبح روز سیزده به"پرده گوشه"می روند و یکایک
چند بار از روی آب رودخانه شفارود که در محل مزبور جریان دارد ، عبور می کنند.
سپس به گردش و تفریح می پردازند. از فروشندگانی که بساط گسترده اند وسایل می
خرند. دسته دسته در جاهای مناسب، بر روی چمن ها و در کنار رودخانه می نشینند،
صحبت می کنند، چای می نوشند ، نهار می خورند و بدین ترتیب به اصطلاح سیزده خود
را در می کنند و روزی را به خوشدلی سپری می نمایند.
در شب سیزده سال اهالی هر خانه ای می کوشد که خوشرویی خود را حفظ کند و در هیچ
موردی سبب جدال و اختلاف نشود چون باور دارند چنین اعمالی موجب می شود که تا
آخر سال جر و بحث و اختلاف در بین اهل خانه باقی می ماند.
آش سیزده :
در برخی نقاط تالش بویژه در دیناچال و حوالی پره سر، در شب سیزدهم سال نو ، به
نیت اینکه تا پایان سال نو از حوادث و بلاها در امان باشند با استفاده از هفت
ماده مختلف مانند برنج و عدس و نخود و پیاز و غیره آشی می پزند که به آن"
gali as"
گفته می شود . وقتی آش را پختند آن را درسته در گوشه ای می گذارند و صبح روز
سیزده مقداری از آن را جهت مصرف اهل خانه باقی گذاشته و بقیه را بین سیزده نفر
از همسایگان تقسیم می کنند.
و اما .. در زمانی که این مطلب تنظیم می گردد بسیاری از باورها ، آداب و آیین
هایی که شرح داده شد منسوخ گردیده است و درصد کمی از مردم به شیوه گذشته به آن
دلبستگی نشان می دهند. دیگر صدای گرم و نوید بخش نوروزنامه خوانها کمتر شنیده
می شود و اگر هم در شب های ماه نوروز زمزمه هایی در محلات بپیچد از سوی کودکانی
ست که نه از نوروز نامه چیزی می دانند و نه از نوروزخوانی . دیگر بازی سرگرم
کننده تخم مرغ بازی رواج ندارد و حتی از اهداء تخم مرغ های رنگ شده هم خبری
نیست، دست و دل بیشتر مردم برای بذل و بخشش های عیدانه و گستردن سفره های رنگین
چندان باز نیست. اگر چه هنوز نوروز و چهارشنبه سوری و سیزده سال منسوخ نگردیده
و مردم در اجرای مراسم و رعایت آداب آن دلبستگی نشان می دهند ولی دیگر آن حال و
هوای پر شکوه گذشته را ندارند.