استفاده از مطالب اين پايگاه با ذكرمنبع و نام نويسنده/مترجم آزاد است

 

Home
تازه هاي تالش
سرزمین تالش
زبان و ادبیات تالش
تاريخ و باستان شناسي
مردم شناسی تالش
هنرو فرهنگ تالش
كتابخانه تالش
اجتماعی
نقد و بر رسی
تالش شمالي
علي عبدلي در يك نگاه
گوناگون
آرشيو
پيوندها
تماس با ما

 

 نگاهی گذرا به قصه ی نقد اخبار نامه

 علی عبدلی

 حدود دوسال پیش یکی از دوستان فاضل خبر داد که شخص ناشناسي به نام سید رضا حسینی ، در مورد کتاب اخبار نامه شما مطلبی نوشته و در مجله کتاب ماه چاپ شده است .

پرسیدم : چه نوشته ،. تکذیب کرده یا تعریف  . نکند داستان مصادره شدنش را شرح داده است ؟!

ایشان گفتند : خواسته است به شدت از تصحیح اش سلب اعتبار بکند . اما قابل اعتنا نیست . چون آین آقای حسینی از خودش نقدی ، نظری تحلیلی و تفسیری نداشته تا ارایه دهد . فقط با وسواسی عجیب صد ها کلمه و حرف و صوت و وند را از متن کتاب استخراج و فهرست کرده و آن را دلیل ضعف و ناتوانی مصحح عنوان نموده است . اين شخص شاید  از سوی مصادره کننده این کتاب تحریک و تشویق شده باشد شايد هم شايد هم اصلا چنان شخصي وجود نداشته باشد و  شاید هم دونفری نوشته باشند .

گفته آن دوست باعث شد که قصه مطلب آقای حسینی را کلا فراموش کنم . حتی بعد ها عنوان آن را در اینترنت می دیدم اما نادیده اش می گرفتم . تا اینکه ناگهان جارو جنجال عجیبی در باره چاپ اول اخبار نامه در یکی از وبلاگ ها بالا گرفت و  مجبور شدم نوشته آقای حسینی را بخوانم . به عبارتی مرور کنم . آنگاه بود که افسوس خوردم و گفتم ای کاش این شخص محترم در بالای نوشته اش عنوان « کارشناس ارشد » را آویزان نمی کرد و به شعور خوانندگان نقد خود احترام می گذاشت و سعی نمی کرد با تنظیم سیاهه ای بسیارطولانی از حروف ، اصوات ، ضمایر و  وند ها ی متن کتاب، خواننده را تحت تاثیر قرار داده و زحمات مصحح کتاب را کلا به هیچ گیرد .

برای این که به زبانی ساده و بیانی مختصر بشود گفت آقای حسینی با نوشتن سیاهه مذکور چه گلی بر سر خود زده و در سلب اعتبار کردن از مصحح کتاب مورد نظر چقدر موفق بوده است ، نخست باید گزارشی در باره چگونگی تهیه و تصحیح اخبارنا مه و گزیده ای از پیشگفتار نسخه چاپی آن را در اینجا ارایه داد .

نگارنده در سال 1373 از وجود نسخه منحصر به فرد اخبارنامه در آرشیو آکادمی علوم جمهوری آذربایجان با خبر شد . از همان زمان در صدد تهیه تصویری از آن بر آمد وضمن چند بار مسافرت به باکو ، تلاش خود را ادامه داد و سر انجام در سال 1378 ، شادروان سید آقا عون اللهی استاد تاریخ آکادمی علوم، یک کپی از آن کتاب را تهیه و به وسیله آقای واحد ناوان برایم فرستاد اما ایشان پیش از تحویل مرسوله پرفسور عون اللهی به نگارنده ، ازمحتویات آن برای خود یک کپی تهیه کرد وگویا همان کپی بعدها  به دست بعضی ها !!  افتاد .

نگارنده پس از دریافت کپی نسخه خطی منحصر به فرد اخبارنامه، خواندن و تصحیح و تایپ آن را در جند ماه انجام داد و دیسکت نمونه تایپی اولیه اش را برای بر رسی و چاپ به مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی فرستاد . خوشبختانه آن اثر پس از برسی کارشناسان آن مرکز مورد تایید قرار گرفت و نگارنده در زمان عقد قرارداد دیسکت نمونه تایپی اصلاح شده آن را نیز تحویل داد اما متاسفانه اشتباها همان نمونه تایپی نخستین، به چاپخانه فرستاده شد و منتشر گردید و بعد هم در سر راه جبران آن اشتباه ،  اتفاقات عجیبی رخ داد که چون پیشتر درباره آن به اندازه کافی سخن گفته شده ، از شرح مجدد آن در این جا می گذریم .

در باره  این که نسخه خطی اخبارنامه چه مشخصات و ویژگی هایی داشت و نگارنده آن را به چه شیوه ای تصحیح کرد، در پیشگفتار کتاب به صراحت و صداقت توضیح داده شده است . ولی موضوع جالب توجه و اصل و اساس قضیه این است که آقای حسینی آگاهانه و به عمد آن توضیحات را از نظر خوانند گان نقد خود و مدیر محترم مجله کتاب ماه پنهان کرد . اوشاید تصور نمی کرد که یک روز  زمینه ی رو شدن آن تردستی،  به وسیله دوستان و مشوقانش فراهم شود .

 در نسخه چاپی اخبار نامه ، چاپ اول و دوم ، صفحه 11 آمده است :

« ... گویی نویسنده اخبارنامه با برخی از صیغه های فعل آشنایی نداشته . مثلا پیوسته به جای مضارع التزامی و مستقبل از ماضی التزامی استفاده کرده است . همچنین در کاربرد اصوات ، ضمایر ، حروف ربط و اضافه دچار مشکل بوده . به جای ضمیر اشاره ( آن ) ، چطور ، همان ، او و همین را به کار برده است . از این رو برای این که بسیاری از جمله ها و عبارات متن ، سرو ته مشخص و مفهومی پیدا کنند، مصحح نا گزیر بوده بدون علامت گذاری صد ها مورد حروف ربط و اضافه و ضمایر را حذف یا جابه جا نماید و محل افعال و کلمه هارا در ترکیب جملات تغییر دهد و یا اجزای زاید جملاتی را حذف نماید .

نویسنده به سهو یا عمد در سراسر کتاب ، برای شخص مفرد خویش از ضمیر جمع استفاده کرده که مصحح ناگزیر به تبدیل آنها به مفرد شده است .میرزا احمد با اینکه در نزد پدری تحصیل کرده و عالم به کسب سواد و معلومات نایل شده و سالها میرزای رسمی خوانین تالش و مقامات روسی بوده ، غلط های املایی متعددی به نوشته اش راه یافته است . با این حال بی تعارف باید گفت : اخبار نامه اثری ست که از لحاظ ادبی چندان قابل توجه نیست ...» .

ادر این جا لازم است گفته آید که  مصحح اخبار نامه معین و کدکنی و افشار نیست وبه تصحیح  دره نادره و مقامات حمیدی هم مبادرت نورزیده  و در عرصه فن بسیار دشوارو خطیرتصحیح متون هم ادعایی نکرده است و هدفش از تصحیح اخبار نامه  چاپ و معرفی یک سند نو یافته در زمینه تاریخ تالش و ایران بوده و بس . اما تا حدودی الفبای تصحیح یک متن ساده و از لحاظ زبانی و ادبی بسیارکم اهمیت را آموخته و این توانایی را هم داشته است که نقص و اشکالات چنان متنی را تشخیص دهد وعلاوه بر رفع صد ها مورد بدون علامت گذاری، صد ها مورد دیگر را که ممکن بود نشانه گذاری نکردن آنها به امانت داری اش خدشه ای وارد کند، در پاورقی تمام صفحات کتاب آورده است و سر انجام آن اثر را  به صورتی پیراسته و ویراسته به چاپ برساند و شیوه تصحیح خود را نیز با صداقت توضیح بدهد و چیزی را از کسی پنهان نکند .

 اکنون با وجود  توضیحات  پیشگفتار کتاب مورد نظر که بریده ای از آن آمد ، مشخص می شود که منتقد مورد نظر  نه تنها از خودش هیچ تحلیل و تفسیرو رهنمودی  نداشته و حتی این را هم نگفته  که با توجه به اینکه اشکالا ت احتمالی وارد شده بر  نسخه چاپی یک سند  را فقط در مقایسه با  اصل آن سند  می توان تشخیص داد، ایشان اشکالات نسخه چاپی این کتاب منحصر به فرد را در مقایسه با کدام نسخه و سند  معتبر تشخیص داده ، بلکه  آن سیاهه بسیار طولانی حروف و اصوات و وند ها و غیره را هم بر اساس اشارات مصحح کتاب استخراج و تنظیم کرده است .

برای مثال توجه خواننده صاحب فضل را جلب می کنم به سر فصل های نقد آقای حسینی و مقایسه آن با توضیحاتی که در پیشگفتار کتاب آمده است:

1-     مصحح عبارتی را در صفحه 44 نامفهوم بیان کرده

2-     در نگارش یک جمله تغییراتی داده

3-     مصحح لغات این جمله را جابجا کرده

4-     مصحح این سطر را به دلخواه خود بیان کرده

5-     مصحح تمام لغات زیر را جابجا کرده

6-     مصحح جمله زیر را به دلخواه به نحوی دیگر تغییر داده

7-     مصحح متن این جمله را تغییر داده است.

8-     کلماتی را که مصحح حرفی را به آنها اضافه یا کم کرده است. ( حدود دو صفحه از نقد)

9-     کلماتی را که مصحح بر متن نسخه اضافه نموده اند.

10- کلماتی را که مصحح نتوانسته بخواند و با نقطه چین مشخص کرده است.

 آیا با وجود بریده ای ازپیشگفتار اخبار نامه که پیشتر آمد و مقایسه آن با سر فصل های مشروح بالا،  نیازی به توضیح و نتیجه گیری هست ؟. به هر حال ناگفته نماند که  اگر منتقد محترم چند نقد علمی را خوانده باشد باید بداند که هر منتقد ی  برای اثبات گفته خویش ، اغلب از متن کتاب مورد نقد ، چند سطر یا چند پاراگراف کوتاه ، شاهد و مثال نقل می کند ولی اگر در متن آن اثر حرفی – کلمه ای  صد بار حذف شده  یا تغییر کرده باشد ، هر گز تمام آن صد مورد را جدا – جدا ، با ذکر شماره سطر و صفحه به صورت فهرستی طولانی در نقد خود نمی آورند . مگر این که قصد و نیت سوء ای در کار باشد .

 منتقد محترم در بخش دوم نقد خود فهرست دیگری از اشکالات و معایب تصحیح همت گماشته است که داستانش از سیاهه نویسی بخش اول هم جالب تر است. ایشان گفته اند:

  1 -مصحح فعل اول شخص جمع را به اول شخص مفرد تغییر داده .

( که البته منظورش ضمیر اول شخص است ! ) . - در این مورد نیز عنایت شود به پیشگفتار کتاب .

 2 - کلماتی را که مصحح در تمام صفحات غلط خوانده یا حرف آن را عوض کرده است :

مثلا بوطه سر را بوته سر ، شاهویردی را شاهوردی ،خداویردی را خداوردی ،طوله را توله ، قرایا  را قراء و طالش را تالش نوشته است .

- آیا واقعا مصحح اخبار نامه نباید مرتکب انجام این اصلاحات می شد ؟ .

 3 – کلماتی که مصحح نتوانسته بخواند و با نقطه چین در صفحات کتاب مشخص کرده است . مانند : ها ، و ، می ، دو ، هر ، به ، از ، معه ، اند ، که ، را ، م ؛ به ، ده ، نه ، اما و...

- منتقد محترم در اینجا انبوهی از ایراد های بخش نخست نقد خود را مانند یک ساعت ماسه ای وارونه کرده و به طرزی دیگر اصوات ، ضمایر ، حروف و وند ها یی را که مصحح به دلایلی  مشخص ، حذف یا تغییر داده است ، در جدولی بسیار طولانی ( حدود چهار صفحه ) فهرست کرده و نامش را گذاشته است کلماتی که مصحح نتوانسته بخواند و با نقطه چین در صفحات کتاب مشخص کرده است.

در حالی که در سراسر آن کتاب ، حتی  به تعداد واو هایی که منتقد فهرست کرده محل نقطه چین وجود ندارد و اگر هم وجود داشته باشد بیانگر کمال دقت و امانت داری مصحح است که حتی یک  واو  را هم بلا تکلیف رها نکرده است.

 در این جا لازم است جهت اطلاع آقای حسینی توضیح داده شود که نقطه چین های متن کتاب نشانه نا خوانا بودن یک یا چند حرف و وند و ضمیر و صوت نیست بلکه نشانه  نا خوانا بودن یک یا چند جمله و عبارت و دست کم یک کلمه است . البته ( کلمه ) نه به روایت آقای حسینی  . ایشان که کارشناس ارشد می باشند باید بدانند که می ، و ، که ، را ، م ، معه  و مانند این ها کلمه نیستند . زیرا در زبان و ادبیات فارسی و هر زبان دیگر، حروف و الفاظی که به تنهایی معنی نداشته باشند ، کلمه به شمار نمی آیند .

4 -  کلماتی که مصحح بر متن نسخه اضافه کرده اند .

باز همان گفته های پیشین مانند ساعتی ماسه ای وارونه شده و به بیانی دیگر علیه مصحح مورد استفاده قرار گرفته اند  . آری سید رضای عزیز ، منتقد نکته سنج ! .  مصحح برای مفهوم و روان ساختن بسیاری از جمله ها و عبارات کتاب حروف ، ضمایر ، اصوات ، ضمایر و کلماتی را حذف ، اضافه و جابه جا کرده است .

شاید بپرسید مگر یک مصحح می تواند چنین کاری بکند ؟ آری می تواند . مشروط بر این که که نویسنده آن متن کم سواد بوده و نوشته اش از لحاظ زبانی و ادبی گنگ و کم اهمیت باشد و مصحح نیز دخل و تصرف خود را از کسی پنهان نکند

.5 -  مصحح حرف ( ی ) را به آخر کلماتی اضافه کرده است . مانند : مسئله ی ، قریه ی ، عرصه ی ، خانه ی ، مزرعه ی و... اضافه کرده است .اکنون  در این مورد از چه کسی باید پرسید که اضافه کردن ( ی ) مجزا به آخر کلمات در این گونه موارد عیب و ایراد است یا بی اطلاعی آقای حسینی از آیین نگارش نوین فارسی ؟ .

 6 -  مصحح اشعار ترکی و چند بیت هذل فارسی را از کتاب حذف کرده است .

برای آگاهی خوانندگان  فاضل این نوشته باید توضیح داد که میرزا احمد پس از اتمام نگارش خاطرات خود ( اخبار نامه ،  در آخر دفتر خویش صفحات سفیدی داشته ، بعد ها از سر تفنن ، اشعاری بسیار ضعیف  از هذل و هجو و جدی به زبان های فارسی و ترکی ، در آن یادداشت کرده که هیچ ارتباطی با متن و موضوع اخبارنامه ندارد و مصحح نیازو مناسبتی برای تصحیح و چاپ آنها به پیوست اخبار نامه ندیده است . حال اگر این موضوع واقعا از معایب تصحیح باشد ، از همه ی خوانندگان کتاب پوزش می خواهم .

 از دیگر افاضات منتقد محترم در راستای سلب اعتبار اخبار نامه و ناتوان و نابلد معرفی کردن مصحح این است که چرا مقدمه ای که در زمان شوروی و تحت سیاست ناسیو نالیسم ضد ایران نوشته شده است ، به وسیله مصحح ترجمه و در نسخه چاپی اخبار نامه آمده است .

آیا واقعا تمام آثار پژوهشی دوران شوروی که بسیاری از آنها ترجمه شده و زینت بخش کتابخانه ها و منبع فیض پژوهشگران ما می باشند ،  نمی بایست ترجمه و چاپ می شدند ؟ یا این که فقط مقدمه آقای حسین زاده خطر ناک است ؟ لطفا پاسخ این مورد را ازناشر کتاب ،  وزارت امور خارجه و شورای کارشناسان مرکز اسناد بگیرید . که عقل نگارنده به آنجا ها قدنمی دهد .

ویا مثلا این که مصحح چرا نام اماکنی را که برای ایرانیان واضح و مشخص می باشند در پایان کتاب شرح داده و شماره ردیف بعضی از آنها هم بهم خورده است !!

فکر می کنم این حرف های خیلی دلنشین منتقد نکته سنج عزیز را فقط باید خواند و چیزی هم نگفت  ....!!

 در پایان  از سید رضای حسینی باید پرسید : بزرگوار وقتی مصحح اثر، خود با صدای بلند و به زبان فارسی اعلام می کند که در تصحیح این اثر به دلایلی روشن و منطقی ، برخی ضمایر اول شخص جمع به مفرد تبدیل شده ، کلماتی در داخل جمله ها جا به جا شده اند ، حروفی حذف یا اضافه گردیده اند و الی آخر ... شما برای چه رنج استخراج تمام مصداق ها و تنظیم سیاهه بلند بالای آن را بر خود هموار کرده اید ؟ شما حتی اگر باور دارید که مصحح نباید چنان دخل و تصرفی بکند ، جرا نظر خود را به شیوه علمی و معمول در یک یا چند جمله روشنگر و آموزنده بیان نکرده اید ؟ آیا می خواستید با گرد آوردن سیاهی لشکر ، طرف مقابل را وحشت زده نمایید یا شعور خوانند گان اخبار نامه و نقد خود را دست کم گرفته اید ؟ . منتقد گرامی ، هیچ می دانید مدیر مجله کتاب ماه اگر از این قضایا با خبر می شد نه تنها به شما جایزه نمی داد بلکه نوشته شمارا هم هیچگاه چاپ نمی کرد ؟! یادت باشد اکنون که در همین آغاز راه قلمزنی و سیاه مشق نقد نویسی ، این چنین بی راهه رفته و بر طبل ماجرا جویی زده اید ، کار بر شما بسیار دشوار شده است .

و بلاخره  حسب وظیفه اخلاقی ، لازم می دانم از آقای حسینی به خاطر آن همه زحمت و دقت و وسواسی که برای نوشتن نقد اخبار نامه متحمل شده است ودر لابلای فهرست نویسی های خود اغلاط تایپی اثر را نیز استخراج کرده و در مجموع  نوشته ایشان جهت رفع موانع چاپ مجدد آن کتاب موثر واقع شد ، تشکر می کنم . همچنین به عنوان یک دوست خیر خواه  به ایشان سفارش  می کنم که سعی کند در زمینه تخصص و رشته تحصیلی خود فعالیت کند و اگر به نقد نویسی هم علاقمند است منصف و دارای وجدان علمی باشد . همچنین  آن همه دقت و حوصله را در زمینه آفرینش آثار ادبی و پژوهشی یا تصحیح متون نیز به کار گیرد تا ببیند دیگران در باره کار هایش چگونه قضاوت خواهند کرد .

 توضیح :

اگرچه نگارنده سالهاست عهد کرده به هیچ نقدی پاسخ ندهد ولی به دلایلی متعدد ناگزیر شده  این بار زحمت آن کار را در باره نوشته آقای حسینی بر دوش بگیرد .