استفاده از مطالب اين پايگاه با ذكرمنبع و نام نويسنده/مترجم آزاد است

 

Home
تازه هاي تالش
سرزمین تالش
زبان و ادبیات تالش
تاريخ و باستان شناسي
مردم شناسی تالش
هنرو فرهنگ تالش
كتابخانه تالش
اجتماعی
نقد و بر رسی
تالش شمالي
علي عبدلي در يك نگاه
گوناگون
آرشيو
پيوندها
تماس با ما

 

 بررسی جامعه شناختی ناکامی زنان تالش (2 )

7 - مشکلات جمعیتی و مهاجرتهای غیر اصولی
 
توماس ربرت مالتوس اقتصاد دان و جمعیت پژوه انگلیسی می گوید « اگرمانعی در راه افزایش شمار مردمان وجود نداشته باشد ، این مردمان با فرایازی(تصاعد) هندسی زیاد می شوند و افزارهای زندگی در بهترین شرایط نمی توانند تندتر از فرایاز(تصاعد) حسابی فزونی یابند ...تکلیف ما این است که خود را تسلیم شهوات نکنیم و ]اندکی بر کنترل موالید با توجه به وضع مادی و مسئله تربیت آنها بیندیشیم[ (امیر آشفته تهرانی ،1372: 195-193) این جمله مالتوس بیانگر دو نکته است اول"ا افزایش بیش از حد جمعیت یک خانواده و یا یک جامعه یعنی به نوعی تنگ نمودن عرصه زندگی برای خود به علت کمبود و امکانات زندگی و ثانیا" ناتوانی درجامعه پذیری و تربیت و اجتماعی کردن صحیح فرزندان . متاسفانه در خیلی از خانواده های تالشی (علی الخصوص روستاییان) بدون توجه به بود مادی و اقتصادی و بدون توجه به مسئله تربیت و اجتماعی کردن ، کنترل چندانی (مخصوصا در دهه های گذشته ) بر میزان موالید نداشته و با افزایش بی حد و حصر تعداد اعضای خانواده از نظر اقتصادی و مادی عرصه را برای خانواده تنگ نموده اند . لذا ضمن بروز مشکلات اقتصادی ، اجتماعی ، تربیت ، جامعه پذیری ، اجتماعی کردن فرزندان نیز به صورت اصولی صورت نمی گیرد و معمولا" این مسئله یکی از علل اصلی زایش بسیاری از آسیبهای اجتماعی درتالش است . ضمن اینکه می دانیم در کنار گروه همسالان ، مدرسه ، وسایل ارتباط جمعی و ... خانواده مهمترین و اولین نهاد جامعه پذیری و اجتماعی کردن فرزندان است لذا اگر به تالش مخصوصا" خانواده های روستایی نظری افکنیم ، مخصوصا در دهه های گذشته هیچگونه کنترلی بر موالید و تعداد  اعضای خانواده از سوی سر پرستان خانواده به عمل نیامده است . اگر چه در زمانهای تاریخی دیگر در سطح برخی جوامع روستایی داشتن فرزندان زیاد به جهت عدم پیشرفت صنعت و با توجه به کار زیاد و سخت امور کشاورزی و دامداری با ارزش تلقی می شد ولی امروزه این مسئله خود باعث بسیاری از مشکلات و آسیبهای اجتماعی می شود . مشکلات جمعیتی از دو جهت بر زندگی و نحوه تحقق اهداف دختران و زنان تالش تاثیر گذاشته است . اولا" با افزایش جمعیت بیش از حد خانواده ها ، امکانات لازم مخصوصا" از نظر مالی برای پیشرفت وتحقق اهداف وجود نداشته و در اکثر موارد در چنین خانواده هایی اهداف و پیشرفت  و ترفیع پسران براهداف و موقعیت دختران ترجیح داده شده است و ثانیا" با افزایش بیش از حد اعضای خانواده دختران تالشی به طور کافی و اصولی جامعه پذیر نشده و لذا در تحقق اهداف و آرمانهای خود ناکام مانده اند در خیلی از مواردباعث بسیاری از آسیبهای اجتماعی شده اند . همچنین در خیلی از موارد خانواده ها بنا به دلایلی مخصوصا تامین مخارج زندگی و بطور کلی بر اساس مصلحت خانوادگی به مکانها و مناطقی مهاجرت نموده اند که این مهاجرت خود به عنوان مانعی در برابر اهداف و آرزوهای دختران و زنان تالشی عمل نموده است . بسیاری از خانواده های تالش مخصوصا" خانواده های روستایی جهت کسب درآمد و تامین مخارج زندگی به حاشیه شهرهای مهاجرت نموده و زندگی زاغه نشینی را اختیار نموده و فرزندان نیز قربانی این مصلحت خانوادگی شده اند . بعنوان مثال مهاجرت خیلی از خانواده های تالش به مناطقی نظیر خاک سفید در تهران و ... نه تنها با گسیختگی انسجام فرزندان و عدم احساس یگانگی فرزندان در محیط جدید با افراد آن جامعه ، همچنین به جهت وجود بسی آسیبهای اجتماعی در چنین مناطقی فرزندان ، مخصوصا" دختران تالش از پیشرفت و ترفیع و تحقق اهداف خود ناکام مانده اند . پس بطور خلاصه مشکلات جمعیتی و عدم کنترل موالید و از طرفی مهاجرتهای غیر اصولی بعضی از خانواده های تالش  مخصوصا" خانواده های روستایی در تالش یکی از عوامل و شرایط موثر بر عدم تحقق اهداف و خواسته زنان تالش بوده است .

8 - جایگزینی مدرک گرایی به جای شایسته سالاری
 
یکی از پدیده های اجتماعی در سراسر ایران ، مدرک گرایی و جایگزینی مدرک گرایی به جای توجه به شایسته سالاری و توجه به صلاحیت ها می باشد . تالش نیز از این پدیده مستثنی نیست «مدرک گرایی از دیدگاه لینز یعنی و باوری که در آن درجات و مدارک تحصیلی مقیاس و معیار ارزیابی افراد قرار گیرد ... بر اساس گزارش کمیته بررسی برنامه های بازار کار ، مدرک گرایی هنگامی شکل می گیرد که شرایط ورودی برای احراز یک شخص دشوارتر می شود لیکن تغییرات متناسب در دانش و مهارتهای لازم برای شخص مذکور بوجود نیامده باشد .» ( ابو علی ودادهیر ،1380: 181)  خلاصه اینکه علاقه وافر فقط به داشتن مدرک تحصیلی بدون توجه به کسب صلاحیت های علمی و کسب واقعی دانش و تخصص و با کاهش از سایر جنبه های زندگی از سوی افراد و از طرفی تاکید سازمانها و نهادهای دولتی و غیر دولتی بر مدرک های تحصیلی بدون توجه یا با توجه ناچیز به تعهد و تخصص واقعی پدیده ای است که می توان از آن بعنوان مدرک گرائی یاد کرد وتالش نیز از این مسئله مستثنی نیست . با توجه به ارزشی شدن کسب مدرک تحصیلی بعنوان معیار طبقه بندی وارزیابی افراد و از طرفی تاکید سازمانها و نهاد ها بر مدرک تحصیلی بعنوان شرط اساسی گزینش واستخدام مدرک گرائی روزبه روز در سطح شهرستان تالش ودر میان تالشان افزوده می شود جالب آنکه امروزه داشتن مدرک تحصیلی یکی از معیار های انتخاب همسر مخصوصا" از سوی  پسران است . لذا همانند سایر مناطق کشور وشاید با آهنگی بیشتر خیلی از دختران تالشی به دلایلی از جمله مطرح شدن در سطح جامعه و کسب جایگاه و پایگاه اجتماعی ، بدست آوردن موقعیت های مناسب گزینش و استخدام و شاید مهمتر از آن کسب شانس بیشتر و بهتر برای ازدواج به صورت افراطی به مدرک گرائی روی آورده اند ودر ابتدا با تصور کسب مدرک بعنوان راهکار اساسی تحقق اهداف و آرزوها خود به مدرک گرائی روی آورده ، متاسفانه پس از کسب مدرک و تغییر ناچیز در جایگاه و پایگاه ومنزلت اجتماعی درکسب صلاحیت و شایستگی واقعی و از توجه به سایر ابعاد زندگی و حتی مشارکت واقعی در صحنه اجتماع ودر امور اجتماعی ، سیاسی ، فرهنگی و اقتصادی ناکام مانده اند . اکثر دختران تالشی در سنین نوجوانی و جوانی روی آوردن به مدرک و مدرک گرائی را شرط اساسی و کافی تحقق خواسته ها و آرزو ها خود می دانند واز این مسئله غافل هستند که فقط کسب مدرک شرط اساسی و راهکار اصلی پیشرفت و ترفیع نیست ، بلکه راه های فراوان و بی شماری برای ترفیع و پیشرفت وجود دارد وخیلی از جنبه ها و حوزه ها ی زندگی فقط ه کسب مدرک مربوط نمی شود . به هر حال آنچه قابل ذکر است این است که دختران تالش نیز بسان سایر مناطق کشور گرفتار مدرک گرائی شده واین مدرک گرائی نه تنها آنها را در خیلی از موارد از توجه  به سایر مسائل زندگی باز داشته است بلکه خود مدرک گرائی و فراهم آوردن شرایط و امکانات کسب مدرک در خیلی از خانواده ها موجب بروز آسیبها  و بسیار ی از مناقشات و اختلافات شده است . اما باید به این نکته توجه کنیم که « جامعه ایران (مخصوصا تالش ) یک جامعه در حال گذرا است و شاید بتوان مدعی شد که مدرک گرائی یکی از مولفه های اساسی این گذار است . جامعه ایران می تواند با اتخاذ یک سیاست و خط مشی منسجم در حوزه علم و آموزش عالی از یک طرف وبا سرمایه گذاری متناسب دربخش های مختلف اقتصادی و اجتماعی جامعه ، مدرک گرائی کاذب و بیماری دانش نامه را در جامعه تعدیل کند . این امر زمانی میسر خواهد بودکه برنامه ریزان ودست اندر کاران جامعه به کیفیت و کارایی بیش از هر چیز دیگری بها دهند . اگر جامعه در مسیر شایسته سالاری و مدرک زدائی قرار گیرد ، به جای مدرک تحصیلی ، خود واقعی افراد وبه جای صورت ، محتوای واقعیت ها اهمیت و الویت پیدا می کند ودرنهایت جامعه از یک جامعه مدرک گرا به یک جامعه « بهینه ورز»  و حتی جامعه « اطلاعات مدار » تبدیل می شود .» ( پیشین، 191-190 خلاصه آنکه مدرک گرائی افراطی درجامعه تالش خصوصا" در میان زنان تالش در عصر کنونی یکی از موانع عمده تحقق اهداف و خواسته های زنان تالش است.

ب: عوامل فرهنگی
1 - ضعف واقعیت غائی ودوالیسم فرهنگی وبی توجهی به هویت فرهنگی تالش
  
منظور از دوالیسم فرهنگی یعنی سرگردانی فرد درمیان دونوع فرهنگ . وآن اینکه خیلی از مردان وزنان تالشی در تحقق اهداف خود و درجامعه با دوگانگی فرهنگی روبرویند. واین مسئله را می توان بعنوان یک مانع درفرایند توسعه تالش و حتی مانعی در برابر خواسته ها وآرزوهای مردان وزنان تالش قلمداد نمود. بعنوان مثال خیلی از دختران تالشی در فرایند ازدواج برخی از سنت های تالشی را حفظ می نمایند(مثال مناسک عروسی ، بوسیدن آستان پدری توسط دختر...) اما در پذیرش مدرنیته برخی از سنتها و ویژگی های غربی را بدون دلیل جایگزین فرهنگ و سنت تالشی می نمایند. لذا معمولا" در میان دونوع فرهنگ متفاوت سرگردان هستند. حقیقتا" یکی از مشکلات از بسیاری از دختران وزنان تالش ناتوانی در انتخاب صحیح الگو های عمل وعدم ثبات فرهنگی است. به نظر می رسد راه رسیدن به توسعه و تحقق اهداف و خواسته های هر فردی در جامعه ، همانا حفظ هویت اصیل فرهنگی با کنار گذاشتن برخی عقاید خرافی و گزینش جنبه های مدرن و عقلانی سایر فرهنگ هاست .دکتر کمال درانی در مقاله خود با عنوان : در آمدی به نقش هویت  فرهنگی در توسعه می نویسد : « آنچه اهمیت دارد هویت فرهنگی جوامع باید معادله هر توسعه ای قرارگیرد . بدون هویت فرهنگی آنچه امروز توسع نامیده می شود ، تنها بازی خطرناک و پرخرجی است . یافتن ودر نظر گرفتن هویت فرهنگی درروند نظام آموزشی و توسعه ، اعلام جنگ به توسعه سرمایه داری وامپر یالیسمی است.»  ( تقوی ،1374: 69 ) ضعف عمده بسیاری ازدختران و پسران تالش همانا ضعف در داشتن واقعیت غائی و کمال مطلوبهاست . عده ای بر هویت وفرهنگ دینی – اسلامی وفرهنگ خاص تالش و انتخاب واقعیت غائی براین اساس درگفتار تاکید داشته ولی عملا" توجعی به این امور نداشته و واقعیت غائی مامعطوف به موارد دیگری بدون توجه به این هویت هاست . واین مسئله را در مناسک ومراسم ازدواج و حتی تعیین مهریه دختران تالشی می توان مشاهده نمود. دکتر محمد عبداللهی می گوید « افراد واقعیت غائی کمال مطلوب دارند ودرجهت رسیدن به آن حرکت می کنند واین حرکت مترادف است با تغییر وضع موجود . واینکه واقعیت غائی چه باشد نوع حرکت و تغییرات متفاوت است . مثال درایران واقعیت غائی پول و ثروت است لذا فرد ارزشها و قانون را کنار می گذارد تا به این واقعیت غائی برسد .» (عبداللهی ، 1376: 47) بطور خلاصه دختران تالش نیز همانند خیلی از مردم ایران با دوگانگی ودوالیسم فرهنگی وسرگردانی در موقعیتهای تراژدیک واز طرفی واقعیت غائی دوگانه ( گفتاری تاکید بر ارزشها، معنویات و فرهنگ وهویت تالشی ولی عملا" تاکید بر قدرت و ثروت وفرهنگ غربی وغیر تالشی ) روبرویند واین مسئله خود یکی از موانع عمده در رسیدن زنان تالش به اهداف و خواسته یشان می باشد.
2 - تقدیر گرائی ودیدگاه دینی بسته وعدم تفکر عقلاتی در تحقق امور:  
یکی از ویژگی های مردم جوامع توسعه نیافته مثل تالش (مخصوصا" جوامع روستایی تالش )  که می توان به عنوان ویژگیهای برخی از تالشی ها بالاخص روستاییان تالشی ونتییجتا" به عنوان فاکتورهای عقب برنده درتوسعه تالش قلمداد نمود ، تقدیر گرائی و fatalism ودیدگاه دینی بسته عنوان نمود. .« تقدیر گرائی پذیرش بی چون و چرای وقایع وتسلیم در برابر آنهاست ودربرگیرنده این اندیشه است که کنترل این وقایع از حیطه انسان و اختیار آدمی خارج است.» ( ساروخانی ، 1370: 263) منظور این است که بسیاری از امور، وقایع و مسائل جامعه را به ماوراء الطبیعه نسبت دادن و تصور نیروهای پررمز و راز درتحقق امور  و وارد شدن و دست و پنجه نرم کردن برای رفع این مسائل یا پیدا نمودن علل این مسائل را مغایر با مقدسات واندیشه های دینی دانستن وانتظار حل مسائل توسط نیروهای لاهوتی ودر این راستا مذمت افرادی که خواهان ورود برای یافتن علل این مسائل بوده وانگ بی دینی ولائیک زدن بر اینگونه افراد . حقیقتا" یکی از ویژگیهای بارز خیلی از مردمان روستایی تالش در برخورد با مسائل زندگی همین تقدیر گرائی ودیدگاه دینی بسته و مغایر توسعه است بعنوان مثال خیلی از روستاییان تالش در موقع رویارویی با  افت محصولات کشاورزی یا کمبود آب به جای آنکه به مهندسان کشاورزی وامور آب و زهکشی برای استفاده از لوازم مدرن برای مقابله با مشکل مراجعه کنند ، معمولا به تکایا ، اماکن مذهبی وبرخی شخصیت های محلی (کاریسماتیک محلی سنتی )مراجعه می کنند . بدان آنکه حرصت امور آسمانی ، اماکن مذهبی ، و شخصیت های دینی منطقه خود را زیر سوال ببرم ، بایدبگوی اینگونه رفتارها همانا تقدیر گرایی وعدم فهم صحیح این وماندن در توسعه نیافتگی و عدم تحقق بهینه اهداف و خواسته های افراد . دکتر سروش در این زمینه می گوید: «فرهنگ تصرف وصوفیانه( دیدگاه دینی بسته توأم با  تقدیر گرائی ) با توسعه به معنی  رایج آن هیچ سر آشتی ندارد...تحقیر عقل ، زم دنیا ، پرهیز از برنامه ریزی ، تکیه بر تقدیر ، قناعت کردن به اندک ، تلخ کام بودن از زیستن دردنیا وشاکر و آرام بودن بررزق مقسوم وعبث داشتن تلاش برای افزودن رزق باتوسعه جوئی امروزین هماهنگی ندارد چرا که توسعه امروزی نیازمند آدمی  ناآرام ، فزون طلب ، آینده گرا ، برنامه ریز ، دنیا خواه ، خود ورز، محاسبه گر و فعال وزندگی ساز می خواهد.» ( دکتر سروش ،1378 :248-247) بطورخلاصه بایدگفت که ما با دو طیف در جوامع توسعه نیافته مثل تالش روبروئیم . عده ای سنت گرای مطلق و پایبند به اندیشه وتفکرات سنتی و قدیمی و منسوخ وعدم پویایی در اندیشه وتفکر و عدم تحول بینشی درآنها متناسب با شرایط نوین جهان  عده ای دیگر هوا خواهان توسعه با مدل غربی بدون توجه به ویژگی های ساختارهای اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی تالش . خلاصه اینکه عده ای فکر منسوخ و کهنه ورد کامل عقلانیت و تفکر مدرن که ویژگی برخی عوام و کم دانش در تالش است و عده ای تحصیل کرده ناپخته ، یعنی نگریستن به تفکر واندیشه غرب بدون نقد عقلانی و منطقی سنت ها و ارزشها واسطوره های تالش . در این زمینه هم دکتر سروش می نوسید : «باید تصور آرمانی خود از توسعه را محققانه و آگاهانه و غیر مقدرانه ، پش رو نهاد و به تجربه تاریخی و غفلت آلود غربیان ، به چشم عبرت نگریست و درسهای لازم را از آن آموخت وبر پارادکس مدرنیسم  واهمیت آن وقوف یافت وبر سنن  و ارکان و مقولات  فرهنگی خویش نیز نگاهی دوباره افکند» ( همان :346) حال اگر بخواهیم زنان تالشی را دسته بندی کنیم به سه گروه باید تقسیم نمود: 1- عده ای تقدیر گرا با تفکر دینی بسته و بدون تفکر عقلانی ورد کامل مدرنیته وسنت گرا ی مطلق 2- عده ای رد کامل فرهنگ خودی ، تفکر عقلانی اما بدون نقد فرهنگی غرب و پذیرش کامل آن  3- عده ای نقد کامل ارزشها و سنت های خویش  و نقد صحیح و اصولی فرهنگ غرب و لذا تفکر عقلانی ، بدون تقدیر گرائی و پذیرش جنبه های مثبت فرهنگ غرب وپذیرش انتقادی مدرنیته  با نقد کامل سنت ها .لذا گروهای اول و دوم در زنان تالش همواره درتحقق اهداف و آرزوها یشان بامشکل روبرویند . یعنی از یک سو  تقدیر گرائی و تفکر غیر عقلانی و دیدگاه دینی بسته برای عده ای از زنان تالش مخصوصا" زنان روستایی و ازسوی دیگر عده ای با تفکر عقلانی و مدرنیته با رد کامل ارزشها وسنتها خودی بدون نقد فرهنگ غرب و پذیرش  کامل  آن لذا این دو گروه که اکثریت زنان تالشی را شامل  می شود در تحقق اهداف و آرمانهای خود همواره با مشکل روبرو هستند . دسته سوم که تعداشان اندک است زنانی هستند در تالش  که ضمن نقد کامل ارزشها وسنتهای خود و نقد کامل فرهنگ غرب به پذیرش مدرنیته و تفکر عقلانی ، بدون تقدیر گرائی و تفکر دینی بسته روی می آورند و همواره در رسیدن به اهداف و آرزوهای خود از دو گروه فوق الذکر اندکی موفق تر هستند.    
       
انگیز ه موفقیت پایین
«
انگیزه پیشرفت  Achievment motivationیا needA chievement   عبارتند از : مواجهه با مشکلات ،تسلط بر امور ، سازماندهی اشیاء،افراد یا اندیشه ها و عقاید،استقلال و سرعت در عمل ،از میان برداشتن موانع،دستیابی به معیارها و ضوابطی که موجب پیشرفت می شوند و با لاخره رقابت با دیگران و تفوق برآنان.»(مهرناز شهر آرای ،1374:124) بطور خلاصه انگیزه و شوق به پیشرفت ،موفقیت ،میزان رغبت و عشق به کمال،برتری و ترفیع . این انگیزه هر چند در افراد زیاد باشد نه تنها در تحقق اهداف و خواسته های خود از سایرین موفق تر خواهد بود ه بلکه هر چند در جامعه شما ر ا فراد با انگیزه در سطح بالا بیشتر باشد به همان میزان آن جامعه به رشد و توسعه بیشتری دست می یابد. «ریدیک کله لند در تحقیقات خویش به این نتیجه رسیده است که هر جامعه در هر دورۀو یا در مقایسه با سایر جوامع دیگر هر قدر از انگیزه موفقیت (NAch) بیشتر برخوردار باشد به رشد و توسعه اقتصادی بالاتری دست خواهد یافت ...در جوامعی که این آگاهی و ویروس ذهنی (انگیزه موفقیت ) فراهم باشد ،مدرسه به خصوصیات و خصلت هایی از قبیل توجه بیشتر به کسب و کار ،ساعات بیشتر کار و ... روی می آورند .«( ستاری فر ،1374: 257-256) حال باید گفت که به دلایل تاریخی ،و همچنین تأکید بر تشابه پذیری و عدم به رسمیت شناختن تفاوتهای قومی ،فرهنگی، و اعتقادی در برنامه ریزیها ی توسعه در سنوات گذشته در تالش و با توجه بر معضلات فراوان اقتصادی – اجتماعی مخصوصأگسترش سرطان اجتماعی (بیکاری(در تالش اکثر جوانان تالش اعم از دختران پسران از انگیزه های پیشرفت و ترفیع به جایگاه و سطوح بالاتری نظیر ارتقاءبه جایگاه رئیس جمهور ،پزشکان عالی رتبه ،ارتقاء به جایگاه پروفسور حسابی ها و .... برخوردار نیستند. از همان دوران تحصیلات متوسطه اکثر دختران و حتی پسران تالش به این فکر هستند که چگونه در یک اداره یا موسسه یا نهادی مشغول به خدمت شوند و از بیکاری نجات یابند ویا اکثر دخترانتالشاز همان دوران اولیه تحصیلات متوسطه به این فکر هستند که چگونه و چه زمانی یک فرد ایدهآل خود را یافته و با آن وصلت نمایند،بدون اینکه انگیزه موفقیت و پیشرفت و ترفیع به جایگاه و نقش ها و موقعیت های مهم و حساس را داسته باشند.لذا بطور خلاصه باید گفت که بر اثر عوامل و شرایط زیادی این انگیزه موفقیت در اکثر دختران تالشی مخصوصأ دختران روستایی کم بوده ویکی از عوامل پیشرفت و عدم تحقق آرزوها و خواسته های افراد همانا انگیزه موفقیت بسیار نا چیز در میان افراد می باشد که این مسئله خود یکی از موانع توسعه تالش به شمار می رود

.
عدم آینده نگری به خاطر عدم توانایی چشم پوشی از منابع آنی به منافع آتی
 
اگر به زندگی و اندیشه بزرگان علم و تخصص و سرامدان علم و فن در جوامع نظری افکنیم ،متوجه خواهیم شد که به مهمترین ویژگی آنها شناخت صحیح تاریخ گذشته ،وضع و سپس پیش بینی و آینده نگری عالمانه و اجتماعی مسیر تاریخ و زندگی در آینده بوده است.لذا یکی از شرایط لازم برای موفقیت هر فردی آینده نگری صحیح و چشم پوشی از منابع و حوادث زود گذر است.یکی از ویژگی های بارز مردم در غرب اهمیت دادن به آینده شناسی است.«منزلت آینده شناسی به علت ابعاد گوناگون اهمیت آن در غرب به اندازه ای شده است که امروز یکی از کانون های جلج آرای مردم معرفی موسسات آینده شناسی است که حاضر به همکاری با احزاب مربوط هستند . برای آینده شناسی در قالب جدید آن سه وظیفه مهم در نظر گرفته شده است :
   
ایجاد قدرت و توانایی و آمادگی های کافی جهت مواجهه عالمانه با روندهای آیندهبرای به حداقل رساندن خسارت های ناشی از غافلگیری در برابر حوادث غیر مترقبه
2 - فراهم ساختن امکان مواجهه عالمانه و ارادی با آینده به طوری که انسان بتواند آینده خود را آن طوری که مطلوب می داند بسازد.
3 - با نگاه به آینده امکان تصحیح مسیرهای موجود ایجاد شود.»(فرشاد مومنی ،بی تا :195)
 
متاسفانه اکثر مردم جوامع روستایی و مخصوصأ جوامع توسعه نیافته با تصور   خبر محدود( limited good) روبرویند. یعنی تصور اینکه «چیزهای مطلوب زندگی ثروت ،قدرت، منزلت، عشق و ... ،محدود بوده و مقدار موجود را نمی توان افزایش داد...لذا پیشی گرفتن هر فرد به قیمت ضرر دیگری دیگری تمام می شود.این جهت گری معرفتی یعنی کیک محدود است و ظرف آن غیر قابل انبساط و بنابراین اگر فردی تلاش کند که سهم بیشتری از کیک را بخورد از سهم سایر همقطاران کاسته می شود .»(دکتر مصطفی ازکیا ،93:1374)این ویژگی باعث خصوصیت دیگری تحت عنوان ناتوانی چشم پوشی از منافع آنی به خاطر منافع آتی است.یعنی فرد نمی تواند به خاطر هدف و منافع بلند مدت خود و جامعه از منافع و پاداشها ی کوتاه مدت چشم پوشی کند و این در واقع همانا چشم پوشی از توسعه پایدار ودرون زا است. حال اگر نظری به تالش افکنیم،متوجه خواهیم شد که تصور خبر محدودو عدم چشم پوشی از منافع آنی به خاطر منافع آتی و لذا عدم آینده نگری صحیح ویژگی اکثر زنان و مردان مخصوصأ در روستاهای تالش است. به عنوان مثال بیشتر زنان و مردان در شهرستان تالش اکثرأ بدون آینده نگری و معمولا بر اساس منافع آنیس و بدون توجه به آینده به زندگی خود و فرزندان خود و آینده تالش به صورت قوم گرایانه ،مذهب گرایانه ،محله گرایانه و با تعصبات غیر منطقی و غیر عقلانی اقدام به انتخاب مورد نظر خود در انتخابات نمایندگی مجلس یا انتخابات شوراهای شهر و روستا می نمایند. از شاخص دیگر عدم آینده نگری نزد زنان تالش می توان به ازدواجهای زودرس و بدون تأمل و بدون توجه به معیارهای همسر گزینی در خیلی از موارد و بدون توجه به زندگی و نحوه زندگی در آینده اش ره نمود . هم چنین فقط توجه به قبولی در دانشگاه صرف نظر از رشته تحصیلی و نوع رشته تحصیلی و بدون توجه به زندگی در آینده و کاربرد این رشته تحصیلی در زندگی آینده از ویژگی خیلی از دانشآموزان دختر در تالش است.لذا عدم شناخت دقیق گذشته و تاریخ زندگی خود ،خانواده و گذشته ملت و جهان ،عدم توجه به حال و روند سیر زندگی ،داشتن تصور خبر محدود و عدم توانایی چشم پوشی از منافع آنی به خاطر منافع آتی و بلند مدت و در مجموع عدم آینده نگری صحیح ،از ویژگیهای بارز خیلی از زنان تالشی است که این ویژگی خود به عنوان یکی از موانع عمده تحقق اهداف و آرزوهای زنان تالش می باشد.

پیشنهادات
1-    
برنامه ریزی در جهت مبارزۀ  علمی با نابرابریهای اجتماعی و تخصیص امکانات و مزایا بر اساس مکانهای عام العقد ،تخصص،شایستگی، استعداد و توانایی ،تشکیل ستاد مبارزه با نا برابریهای اجتماعی زیر نظر فرمانداریهای شهرستانهای زیربط و برخورد با تبعیض ها و تمایز گذاریها در ادارات و سازمانها.
2-    
توصیه می شود مسئولان و دست اندرکاران در برنامه ریزیها و سازماندهی تا جایی که تفاوتها قومی ،فرهنگی ،عقیدتی، بینشی و سیاسی ومذهبی مخل توسعه نیست ،این تفاوتها را به رسمیت بشناسند و فقط بر اساس پارامتر ها و مکانهای عام عمل نمایند .
3-    
تلاش مردم ومسئولان برای ایجاد زمینه ها و بسترهای مشارکت واقعی و عملی در جامعه و مدیریت امور اجتماعی ،فرهنگی ،سیاسی و اقتصادی جامعه.
4-    
تبلیغ و آگاهی دهی به جوانان و نوجوانان مخصوصأ دخترها توسط خانواده ها ،معلمان در مدارس و دانشگاهها و مبلغان علوم دینی در جهت رعایت معیارها ی صحیح دینی و اجتماعی در ازدواج و همسر گزینی.
5-    
تلاش معلمان،مبلغان،مسئولان و وسایل ارتباط جمعی در جهت آگاهی دهی به خانواده ها از میزان و نحوه حمایت از فرزندان و دادن حداقلی از استقلال فکری و عملی به فرزندان
6-    
تلاش در جهت افزایش همبستگی های اجتماعی میان زنان تالش با ایجاد تشکلهای مدنی ویژه زنان تالشی
7-    
تبلیغ و تلاش معلمان در مدارس ،مبلغان علوم دینی ،پزشکان و بهورزان خانه های بهداشت از مزایا کنترل مدالیه و مشکلات عدم کنترل مدالیه به خانواده های تالشی .
8-    
آگاهی دهی به نوجوانان و جوانان از طریق مدارس ،دانشگاهها و وسایل ارتباط جمعی در جهت روی آوردن به شایسته سالاری و کسب واقعی صلاحیت و دانش و تخصص به هر نحو مطلوب و عدم توجه به مدرک گرایی ،ضمن توجه به صلاحیت ها و توانایی ها در استخدام ها و گزینش ها به جای مدرک صرف و خالی از سوی ادارات و نهادها و سازمانها.
9-    
آگاهی دهی به جوانان ونوجوانان توسط معلمان در مدارس و دانشگاهها و مبلغان علوم دینی و سازمانها ی تبلیغاتی و فرهنگی در جهت نحوه برخورد با تهاجم فرهنگی و نقد عقلانی فرهنگ خود و فرهنگ غرب و گزینش جنبه های عقلانی مدرنیه.
10-    
تبلیغ و آگاهی دهی به خانواده ها و مخصوصأ زنان تالش از نحوه پنداشت دینی موثر بر توسعه بدون تقدیر گرایی و برخورد با مسایل بر اساس عقلانیست و نقد عقلانی رویدادها و حوادث.
11-    
استفاده از راهها و شیوه های ی مختلف در مدارس ،دانشگاهها ،واز طریق وسایل ارتباط جمعی در جهت افزایش انگیزه موفقیت در جوانان و نوجوانان مخصوصأ زنان تالشی .
12-    
تربیت و اجتماعی کردن صحیح نوجوانان وجوانان در خانواده ها و مدارس واز طریق وسایل ارتباط جمعی مبنی بر توجه به آینده نگری و عدم توجه به منافع کوتاه مدت و توجه به مسائل و منافع بلند مدت به عنوان پیش شرط تمدن ،توسعه و کامیابی .
13-    
تنظین حداقل یک برنامه 2 ساعتی در صدا وسیمای گیلان به زبان تالشی برای آگاهی دهی به خانواده های تالش و حفظ آثار و میراث فرهنگی تالش
14-    
اختصاص حداقل یک هفته در هر ماه به مسائل اجتماعی- فرهنگی تالشیها در خطبه های نماز جمعه در سراسر تالش بزرگ
15-    
تألیف کتب متعدد آسیب شناسی اجتماعی – فرهنگی تالش با ارائه پیشنهادات ارزنده و توزیع در میان مردم تالش مخصوصأدانش آموز و دانشجویان.

منابع
1-
آزاد ارمکی،تقی ،جامعه شناسی ابن خلدون،انتشارات بتیان،تهران -1376
2-
ازیکا،مصطفی،مقدمه ای بر جامعه شناسی توسعه روستایی ،انتشارات اطلا عات ،تهران -1374
3-
آشفته تهرانی ،امیر ،جامعه شناسی جمعیت ، انتشارات دانشگاه اصفهان ،1372
4-
پیران ،پرویز،جامعه شناسی شهری (جزوه کلاسی) دانشگاه علامه طباطبایی،تهران،1376
5-
تقوی ،محمد،مجموعه مقالات سمینار جامعه شناسی و توسعه ،جلد اول ،موسسه فرهنگی صراط ،تهران،1374
6-
چابکی،ام البنین ،نقش عوامل روانشناختی در مشارکت سیاسی زنان ،فصلنامه علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی،شماره 1 ،تهران ،1381
7-
رجب زاده،احمد،جامعه شناسی (1)،شرکت نشر کتب درسی ،تهران،1380
8-
رتیزر،جورج،نظریه های جامعه شناسی در دوران معاصر ،ترجمه محسن ثلاثی ،انتشارات علمی ،تهران،1380
9-
زنجانی زاده ،هما،مشارکت سیاسی زنان و عوامل موثر بر آن ،فصلنامه علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی،شماره 19،تهران 1381
10-
ساروخانی ،باقر ،دایره المعارف  علوم اجتماعی ،انتشارات کیهان ،تهران 1370
11-
ساروخانی ،باقر، جامعه شناسی خانواده ،انتشارات سروش ،تهران 1375
12-
ستاری فر ،محمد،سرمایه و توسعه ،انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی ،تهران1374
13-
سروش ،عبدالکریم ،فرا تر از ایدئولوژی ،موسسه فرهنگی صراط ،تهران 1378
14-
سیف الهی ،سیف الله ،اقتصاد سیاسی ایران ،انتشارات پژوهشکده جامعه پؤوهشی و برنامه ریزی ایران ،تهران 1374
15-
سیف الهی ، سیف الله ، جامعه شناسی مسایل اجتماعی ایران ،موسسه انتشارات جامعه پژوهان سینا ،تهران 1381
16-
شهر آرای،مهرناز،انگیزه پیشرفت در زنان ،مجله علوم انسانیو اجتماعی دانشگاه شیراز ،دوره 11، شماره های اول و دوم ،پاییز1374و بهار 1375
17-
عبدالهی،محمد، جزوه بینش های جامعه شناسی مقطع فوق لیسانس ،دانشگاه علامه طباطبایی ،تهران 1376
18-
محمد پرست دیگه سرایی ،حسین ،بررسی خود کشی و عوامل موثر بر آن در شهرستانهای تالش ،رضوانشهر و ماسال ،پایان نامه دورۀ فوق لیسانس جامعه شناسی ،دانشگاه علامه طباطبایی ،تهران 1378
19-
محمد پرست دیگه سرایی،حسین ،در آمدی جامعه شناسی بر موانع اجتماعی – فرهنگی توسعه تالش ،هفته نامه فضیلت ،رشت 1382
20-
مومنی ،فرشاد ، اهمیت آینده شناسی و دور نگری ،نامه مفیده ،شماره 8،بی تا ،بی جا
21-
ودادهیر ، بو علی ،تأملی بر پدیده مدرک گرایی در جامعه ،نامه انجمن
جامعه شناسی ایران ،شماره 3، تهران 1380

منبع: کانون دانش آموختگان تالش